تبليغاتX
NASA - نجوم اسلامی ورابطه نجوم با اسلام

NASA

National Aeronautics and Space Administration

قسمت اول

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مختصات جغرافيايي

از آنجا که در بيشتر موارد مي توانيم کره زمين را مانند يک کره کامل فرض نماييم, براي تعيين موقعيت يک نقطه روي کره زمين, از عرض و طول جغرافيايي استفاده مي کنيم.
دواير فرضي را که از استوا تا قطب روي کره زمين قابل تصورند, مدار مي ناميم. نقاط واقع روي هر مدار داراي عرض جغرافيايي مساوي هستند. بنابراين عرض جغرافيايي از صفر درجه در استوا تا 90 درجه در قطبين تغيير مي کند. در نيمکره شمالي, عرض جغرافيايي شمالي, و در نيمکره جنوبي, جنوبي است. مثلا اگر عرض جغرافيايي نقطه اي روي کره زمين 35 درجه شمالي باشد, يعني روي مدار 35 درجه در نيمکره شمالي قرار گرفته است.
دواير فرضي را که از دو قطب زمين مي گذرند, نصف النهار مي ناميم. با فرض نصف النهاري که از رصدخانه گرينويچ -که در نزديکي شهر لندن است - مي گذرد, به عنوان نصف النهار مبدا, زاويه اي که هر نصف النهار ديگري با اين نصف النهار مي سازد, طول جغرافيايي مي ناميم. همه نقاط واقع بر يک نصف النهار از طول جغرافيايي مساوي برخوردارند. طول جغرافيايي از گرينويچ به طرف شرق, شرقي و به طرف غرب, غربي است. مقدار طول جغرافيايي از صفر براي نصف النهار مبدا تا 180 به طرف شرق, و تا 180 درجه به طرف غرب, در حال تغيير است. هنگاميکه مي گوييم طول يک نقطه 51 درجه شرقي است, يعني در نيمکره شرقي گرينويچ واقع شده و نصف النهاري که از آن نقطه مي گذرد با نصف النهار مبدا زاويه 51 درجه مي سازد.
معمولا عرض و طول جغرافيايي برحسب درجه سپس دقيق و ثانيه بيان مي شوند. هر دقيقه يک شصتم درجه و هر ثانيه يک شصتم دقيقه است. عرض جغرافيايي با حرف لاتين (j) و طول جغرافيايي با (l) مشخص مي شوند.  

دستگاه مختصات افقي

همانطور که لازم است براي مشخص نمودن يک نقطه روي کره زمين از عرض و طول جغرافيايي استفاده کنيم, بايد بتوانيم موقعيت هر جرم سماوي را نيز در يک دستگاه مختصات مشخص نماييم. يکي از ساده ترين اين دستگاه ها دستگاه مختصات افقي است.
در اين دستگاه هر جسم با دو مؤلفه سمت و ارتفاع, مشخص مي شود. براي تعريف اين دو مؤلفه بايد فرض کنيم که ما در مرکز يک دايره قرار گرفته ايم و افقي که در اطراف ما گسترده شده است, دايره اي است که از شمال شروع مي شود و از مشرق به جنوب, سپس به غرب گسترش مي يابد. همچنين فضاي بالاي سر ما مانند يک نيم کره است که ما در مرکز آن ايستاده ايم. هر جرم سماوي را که در آسمان فرض کنيم, مشخص کننده نقطه اي از آن نيم کره فرضي است. بالاترين نقطه اين نيم کره را سمت الراس مي ناميم.
زاويه سمت که با (A) نمايش داده مي شود, نشانگر اينست که نقطه مورد نظر چند درجه با شمال فاصله دارد. مقدار زاويه سمت بين 0 تا 360 درجه از طرف شمال به مشرق اندازه گيري مي شود. بنابراين زاويه سمت مشرق, 90 درجه و زاويه سمت جنوب 180 درجه و زاويه سمت مغرب 270 درجه فرض مي شود. زاويه ارتفاع که با (a) نمايش داده مي شود, زاويه اي است که اگر از سمت الراس کماني به طرف نقطه مورد نظر سپس به افق بکشيم, نقطه مورد نظر با افق تشکيل مي دهد. ارتفاع اشيايي که در افق هستند, صفر و ارتفاع سمت الراس 90 درجه است. بنابراين اگر مثلا ماه در سمت 250 درجه و ارتفاع 10 درجه قرار گرفته باشد, در ناحيه جنوب غربي قرار گرفته و براي رؤيت آن بايد, 10 درجه سر خود را بالا ببريم.
اگر در حرکت وضعي زمين که از جهت غرب به شرق, انجام مي شود, قدري تامل نماييم, متوجه مي شويم که تمامي اجرام سماوي از شرق طلوع مي کنند و هنگامي که به نصف النهار ناظر (نصف النهاري که از نقطه اي که ناظر در آن ايستاده است, مي گذرد) مي رسند, حداکثر ارتفاع خود را پيدا مي کنند و مجددا در نيمه دوم مسير خود, رفته رفته ارتفاع خود را از دست داده و در سمت غرب, غروب مي نمايند. از همين رو است که در ظهر شرعي خورشيد حداکثر ارتفاع را دارد و دقيقا در جهت جنوب (براي مثل شهر قم) يا شمال (براي دروبان در آفريقاي جنوبي) روي نصف النهار ناظر قرار مي گيرد.
 

دستگاه مختصات استوايي

عليرغم سهولت درک دستگاه مختصات افقي, اين دستگاه کاملا به موقعيت ناظر روي کره زمين بستگي دارد. مثلا اگر براي کسي که در شهر قم ايستاده است, ارتفاع خورشيد در اين لحظه 50 درجه باشد, براي کسي که در تهران به خورشيد نگاه کند, اين ارتفاع اندکي بيشتر (51 درجه) يا کمتر(49 درجه) است. بنابراين نمي توان از اين دستگاه براي مشخص نمودن محل ستارگان, بدون در نظر گرفتن موقعيت ناظر, بهره گرفت. براي اين کار از دستگاه هاي ديگر مختصات استفاده مي شود. يکي از اين دستگاه ها دستگاه مختصات استوايي است.
اگر عالم را مانند يک کره بزرگ فرض نماييم که ما در مرکز کره قرار گرفته ايم و ستارگان و سياره ها بر روي سطح کره پراکنده شده اند, بهتر مي توانيم اين دستگاه مختصات را درک کنيم. اينکه ستارگان با فواصل متفاوتي از ما در آسمان قرار گرفته اند, ولي اگر روي سطح کره فرض شوند, همه يک فاصله با ما خواهند داشت, اشکال بجايي نيست, زيرا به خاطر فواصل بسيار دور اجرام سماوي, مي توانيم فاصله همه آنها را بينهايت فيزيکي فرض کنيم.
با تصور اين کره سماوي فرض کنيد مي خواهيم موقعيت يک ستاره را روي کره مشخص کنيم. براي اين کار دقيقا همان کاري را انجام مي دهيم که در مورد مشخص نمودن يک نقطه روي کره زمين توسط عرض و طول جغرافيايي انجام مي داديم. با اين تفاوت که فاصله زاويه اي آن نقطه با استواي سماوي(دايره عظيمه اي که از امتداد استواي زمين روي کره سماوي ايجاد مي شود) را ميل آن نقطه مي ناميم که با حرف لاتين (d) مشخص مي گردد. به جاي نصف النهار گرينويچ در اينجا ابتداي برج حَمَل (نقطه آغاز اعتدال بهاري) را در آسمان به عنوان مبدا قرار مي دهيم. از مبدا به طرف شرق حرکت مي کنيم تا به نقطه مورد نظرمان برسيم, کماني که در اين بين قرار مي گيرد, زاويه بُعد مي ناميم و آن را با (a) نشان مي دهيم.
زاويه ميل با درجه بين 0 و 90 درجه مشخص مي شود و براي شمال استواي سماوي به طرف قطب شمال سماوي مثبت و در جهت قطب جنوب سماوي منفي است. ولي زاويه بُعد که بين 0 تا 360 درجه در حال تغيير است, با ساعت و دقيقه و ثانيه نمايش داده مي شود. کل 360 درجه در 24 ساعت نمايش داده مي شود که هر ساعت مبين 15 درجه قوسي است. مثلا وقتي گفته مي شود که شعراي يماني پر نور ترين ستاره آسمان با قدر 6/1 واقع در صورت فلکي کلب اکبر, در مختصات (? 17- = d و 6 ساعت و 40 دقيقه = a ) قرار گرفته است, يعني اين ستاره 17 درجه پايين تر از استواي سماوي است و در موقعيت 100 درجه از اعتدال بهاري به سمت مشرق قرار گرفته است. موقعيت اين ستاره صرف در اين دستگاه مختصات, صرف نظر از موقعيت ناظر, ثابت است.  

دستگاه مختصات دايره البروجي

چنانچه مي دانيد محور زمين که به دور آن حرکت وضعي انجام مي دهد, روي مدار زمين به دور خورشيد, بصورت عمودي قرار نگرفته است. اين محور زاويه اي حدود 23 درجه و 27 دقيقه با حالت عمودي خود مي سازد. همين زاويه باعث مي شود که فصل هاي مختلف, پديد بيايد. بنابراين ما به عنوان ناظر زميني چنين مي پنداريم که خورشيد به جاي اين که همواره به صورت عمودي به طرف ما بتابد, با زاويه ميلي بين 23 درجه و 27 دقيقه جنوبي و 23 درجه و 27 دقيقه شمالي در آسمان تغيير مکان مي دهد (23:27+< d < 23:27-). از ديد ناظر زميني خورشيد در طي مسير خود بين ستارگان, مداري را طي مي کند که با استواي سماوي زاويه مزبور را تشکيل مي دهد (23:27e = ). به مدار حرکت خورشيد در آسمان دايره البروج گفته مي شود. در آسمان دوازده صورت فلکي مشخص کننده دايره البروج هستند که در حقيقت خورشيد در يک سال شمسي از ميان هريک از اين صور فلکي عبور مي کند. اين صور فلکي که ابداع اسامي آنها به بيش از 2000 سال قبل مي رسد, هرکدام مشخص کننده يک برج(يا به تعبير امروزي ماه) از سال شمسي هستند. مثلا هنگامي که خورشيد به صورت فلکي حمل وارد مي شود, ما در برج حمل که معادل فروردين ماه است, وارد مي شويم و وقتي وارد عقرب مي شود, ما در آبان ماه قرار گرفته ايم. در ادامه به توضيح بيشتري در مورد دايره البروج خواهيم پرداخت, ذکر اين مقدمه در اينجا به خاطر کمک به درک دستگاه مختصات دايره البروجي است.
تفاوت اين دستگاه با دستگاه استوايي آن است که به جاي ملاک قرار دادن استواي سماوي در کره سماوي, دايره البروج را مبدا قرار مي دهيم.
در اين دستگاه از دو مشخصه عرض که با حرف لاتين (b) نمايش داده مي شود و طول که با (l) نمايش داده مي شود, استفاده مي کنيم. عرض هر نقطه مبين فاصله زاويه اين آن از دايره البروج است و بين 0 و 90 درجه شمالي (مثبت) و جنوبي (منفي) در حال تغيير است. طول هر نقطه نيز فاصله زاويه اي از اعتدال بهاري است, ولي در اينجا بجاي امتداد استواي سماوي از امتداد دايره البروج استفاده مي کنيم. مقدار طول بين 0 تا 360 درجه از شرق به طرف غرب اندازه گيري مي شود.
چنانچه در تعريف اين دستگاه گذشت, عرض خورشيد در اين دستگاه همواره صفر است (0 = b) و طول آن متناظر با يک سال شمسي از صفر تا 360 درجه تغيير مي کند. اول بهار طول دايره البروجي خورشيد, صفر است, در اول تابستان 90 درجه و در ابتداي پاييز, 180 درجه و در شروع زمستان 270 درجه مي باشد.
اجزاي منظومه شمسي شامل سيارات و اقمار آنها نيز با اختلاف کمي در دايره البروج حرکت مي کنند. مثلا ماه با عرض دايره البروجي حداکثر 5 درجه شمالي يا جنوبي رصد مي شود (5+ < b <5-). بنابراين اين دستگاه مختصات براي مطالعه اجزاي منظومه شمسي, دستگاه خوبي است.  

قسمت دوم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تبديل مختصات از يک دستگاه به دستگاه ديگر

بسيار اتفاق مي افتد که مختصات يک جرم سماوي در يکي از دستگاه ها را در اختيار داريم ولي به مختصات آن در دستگاه ديگري نيازمنديم. در اين موارد بايد از فرمول هاي ارايه شده براي تبديل دستگاه ها به يکديگر استفاده نماييم. ما در اينجا به ذکر سه فرمول از کتاب فرمول هاي ستاره شناسي براي محاسبها تاليف جين ميوس[1] بسنده مي کنيم. براي يافتن فرمول هاي بيشتر و اثبات هريک از فرمول ها مي توانيد به منابع مفصل نجومي ديگر[2] مراجعه نماييد. در فرمول هاي زير a و d بعد و ميل, l و b طول و عرض دايره البروجي, a و A ارتفاع و سمت, e تمايل دايره البروجي که براي سال 2000 معادل 4392911/23 درجه محاسبه شده است, j عرض جغرافيايي و H زاويه ساعتي محلي است که از جنوب به سمت غرب به ازاي هر 15 درجه يک ساعت محاسبه مي شود.
1- تبديل مختصات استوايي به دايره البروجي:

tan l sin a cos e +tan d sin e

cos a


  sin b = sin d cos e - cos d sin e sin a  

2- تبديل مختصات دايره البروجي به استوايي:

tan a sin l cos e - tan b sin e

cos l


  sin d = sin b cos e + cos b sin e sin l

3- تبديل مختصات استوايي به مختصات افقي:

tan A =  sin H

cos H sin j - tan d cos j


sin a = sin j sin d + cos j cos d cos H

توضيح بيشتري در مورد دايره البروج

چنانچه اشاره نموديم, خورشيد علاوه بر مسير ظاهري روزانه خود در آسمان, در طول يک سال شمسي مسير مشخصي را در ميان ستارگان مي پيمايد. چنانچه گفته شد, اين مسير زاويه اي حدود 5/23 درجه با استواي سماوي تشکيل مي دهد و در نتيجه خورشيد با زاويه ميلي بين 5/23+ و 5/23- درجه در آسمان پديدار مي گردد. مسير حرکت خورشيد در کره سماوي را دايره البروج مي نامند. پيشينيان ستارگان موجود در اين مسير را به دوازده صورت فلکي تقسيم نموده اند که خورشيد به ترتيب در هرکدام, حدود يک ماه توقف مي کند. نام هريک از اين صور, معادل فارسي آن, معادل ماه شمسي آن و نام اروپايي مربوط به آن, در جدول زير نمايش داده شده است.  

نام برج

معادل فارسي

ماه ايراني

نام اروپايي

حَمَل بره فروردين Aries
ثَور گاو ارديبهشت Taurus
جَوزا دوپيکر خرداد Gemini
سرطان خرچنگ تير Cancer
اَسَد شير مرداد Leo
سُنبله خوشه (دوشيزه) شهريور Virgo
ميزان ترازو مهر Libra
عقرب کژدم آبان Scorpio
قوس کمان آذر Sagittarius
جَدي بز دي Capricornus
دَلو آبريز بهمن Aquarius
حوت ماهي اسفند Pisces



  در نيمه شب, هنگاميکه خورشيد در زير افق کاملا به نقطه مقابل نصف النهار ما رسيده است, صورت فلکي که روي نصف النهار ما ديده مي شود, همان صورت فلکي است که شش ماه پيش خورشيد در آن قرار داشته است, مثلا در ماه فروردين در نيمه شب, صورت فلکي ميزان در نصف النهار قرار مي گيرد. همينطور بعد از غروب آفتاب اولين صورت فلکي که در افق غربي رؤيت مي شود, صورت فلکي است که در برج (ماه) بعد, خورشيد در آن قرار خواهد گرفت, چنانچه قبل از طلوع, آخرين صورت فلکي که در افق شرقي ديده مي شود, صورتي است که خورشيد در ماه قبل در آن قرار داشته است.
شايد تا بحال احساس کرده باشيد که زمستان ها, نور مهتاب بهنگامي که بدر است, بيشتر از نور حالت مشابه در تابستان است, علت اين امر اينست که در زمستان خورشيد در قوس نزولي (?5/23- = d) دايره البروج قرار گرفته است و ماه که در حالت بدر, درست در مقابل خورشيد در بخش ديگر دايره البروج قرار دارد, قهرا در قوس صعودي قرار گرفته يعني (?5/23+ = d) بنابراين در نيمکره شمالي ماه به حداکثر ارتفاع خود مي رسد و همانگونه که در تابستان خورشيد بهنگام ظهر در بالاترين ارتفاع قرار مي گيرد, قرص ماه هم در نيمه شب زمستان در بالاترين ارتفاع قرار گرفته بيشترين نور را در آسمان ساطع مي کند.
بقيه سيارات واقع در منظومه شمسي هم در دايره البروج قابل رصد هستند, عطارد و زهره کمي قبل از طلوع آفتاب يا کمي پس از غروب آفتاب ديده مي شوند. مريخ و مشتري و زحل هم در مسير دايره البروج در حرکتند.
يک شعر عربي مي گويد هنگامي که ماه در حالت بدر در نزديکي ثريا (خوشه پروين که در نزديکي صورت فلکي ثور قرار گرفته است) قرار بگيرد, نشانه آغاز فصل سرما است. بعقيده شما توجيه نجومي اين پديده چيست؟
1  

حرکت تقديمي

ميدانيد که زمين در مدار خود به دور خورشيد حالات چهارگانه اعتدالين و انقلابين را طي مي کند و چنانچه گفتيم در هر ماه, خورشيد را در يکي از صور فلکي دايره البروجي مي بينيم. در 2000 سال پيش هنگامي که اسامي اين صور ابداع شد, نقطه آغاز اعتدال بهاري به اول صورت فلکي حمل منطبق بود. ولي در طول اين مدت بشر دريافت که زمين در حاليکه در مدار خود مانند يک فرفره در حال گردش به دور خورشيد است, تحت جاذبه ماه و خورشيد با تغييرات جزيي در حرکت مداري خود روبروست. اين تغييرات اثر بسيار کندي در برخي مفاهيم به ظاهر ثابت ايفا مي کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاري از ابتداي برج حمل به طرف برج حوت متمايل مي شود. توضيح آنکه هر ساله نقطه اعتدال بهاري در مقايسه با موقعيت ستارگان به مقدار اندکي زودتر اتفاق مي افتد. به اين حرکت زمين حرکت تقديمي گفته مي شود.
يک دوره کامل حرکت تقديمي 25800 سال طول مي کشد, يعني اگر فرض کنيم 2000 سال پيش اسامي صور فلکي دايره البروجي وضع شده باشد, 23800 سال بعد, دوباره زمين در وضعيت مشابه اوليه خود قرار مي گيرد. در طول اين مدت هر سال زمين حدود 50 ثانيه قوسي زودتر به اعتدال بهاري مي رسد. بنابراين در حال حاضر صور فلکي با اعتدالين و انقلابين يا بطور کلي با برج هاي دوازده گانه نجومي که مبين يک سال شمسي کامل هستند, تطبيق نمي نمايد. مثلا بجاي اينکه خورشيد در اول فروردين وارد صورت فلکي حمل شود, در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود. در حقيقت مي گوييم که خورشيد در اول فروردين وارد برج حمل شده ولي در 21 فروردين وارد صورت فلکي حمل مي شود.
 

مساله قمر در عقرب

ماه هر 32/27 روز يکبار به دور زمين مي گردد, به اين دوره يک ماه نجومي مي گويند ولي از آنجا که زمين نيز به نوبه خود در طي اين مدت حدود 30 درجه در مدار خود به گرد خورشيد تغيير مسير داده است, براي اينکه ماه, زاويه زمين ماه خورشيدي سابق خود را پيدا کند, بيش از دو روز ديگر بايد به دور زمين بگردد. اين مدت که در مجموع تقريبا 53/29 روز طول مي کشد يک ماه هلالي را تشکيل مي دهد. بنابراين در هر ماه هلالي ماه بيش از يک دور, دايره البروج را طي مي کند.
در روايات ما براي قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصي وضع شده است. چنانچه در وسايل الشيعه با اسناد مختلف روايت مي کند که: "عن محمد بن حمران عن ابيه عن ابي عبد الله عليه السلام قال: من سافر او تزوج والقمر في العقرب لم ير الحسني".
1
همينطور مرحوم طبرسي در مکارم الاخلاق از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم روايت مي کند که: "انه نهي عن الحجامه في يوم الاربعاء اذا کانت الشمس في العقرب."
2
مشکلي که در اينجا قابل بحث است آن است که مراد از عقرب, صورت فلکي عقرب است يا برج عقرب. تفاوت اين دو اصطلاح به خاطر حرکت تقديمي است که به تفصيل در مورد آن بحث کرديم. بين فقها دو نظر مختلف مطرح شده است:
مرحوم مجلسي در اين باب مي فرمايد: "الظاهر ان المراد بکون القمر في العقرب هنا کونه محاذيا لکواکبه کما هو ادب(داب ظ) العرب في البوادي و غيرها, اذ لم يکن عندهم ضوابط البروج و الانتقالات اليها و الاستخراجات الشايعه في تلک الازمان و لم يکن دابهم عليهم السلام احاله الناس في الاحکام التي تحتاج اليها عامه الخلق علي ما لا يعرفه الا الآحاد من العلماء لاسيما اذا لم يکن شايعا في تلک الازمنه عند العلماء ايضا و الکواکب الثابته و الاشکال التي سميت البروج بها قد انتقلت في زماننا عن البروج التي عينوها بمقدار برج تقريبا فالعقرب في مکان القوس. فظهر ان ما في الشريعه ايضا لايوافق قواعدهم المقرره عندهم."
3
در کشف اللثام در اين مورد نظر ديگري عنوان شده است. فاضل هندي مي فرمايد: "والظاهر ان لفظ الخبر مقول علي عرف اهل النجوم و لايرويدون بمثله الا الکون في البرج بالمعني المعروف عندهم مع الاصل في ما زاد."
1
ممکن است قول اول , يعني اينکه مقصود صورت فلکي عقرب است, به وجوه زير تقويت شود:

  • در موقع صدور روايت (قرن نهم ميلادي) هم, برج و صورت فلکي تطابق کامل نداشتند و احاله عرف به "عقرب" به صورت فلکي منصرف بوده است.
  • اسامي صور فلکي نامبرده شده از ابداعات اقوام غير عرب است و اعراب براي تعيين موقعيت قمر از منازل بيست و هشتگانه استفاده مي کرده اند. از همينرو آيه شريفه : "والقمر قدرناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم" 2 به منازل معروف نزد اعراب نسبت داده مي شود. بنابراين داب اعراب مشخص نمودن موقعيت قمر با ستارگان بوده است و اين عادت, اراده معناي صورت فلکي را تقويت مي نمايد.
  • وضع بروج براي احصاء فصول مختلف سال بوده و اين در مورد خورشيد موضوعيت دارد ولي در مورد ماه , فصول مختلف معني ندارد, بنابراين جايگاه ماه بين ستارگان مهم است نه زاويه دايره البروجي ماه.
    از طرف ديگر قول دوم, يعني اينکه مقصود برج عقرب باشد, به وجوه ديگري تقويت مي شود, از جمله:
  • از آنجا که اصطلاح عقرب مثل بقيه صور فلکي دايره البروجي ريشه غير عربي دارد, اين اصطلاح طبق عرف اصلي بکار مي رود. پس بايد مراد همان برج نجومي باشد.
  • در سه ماه از سال که خورشيد در حوالي صورت فلکي عقرب قرار مي گيرد, يعني ماه هاي پاييز, اصولا صورت فلکي عقرب ديده نمي شود و تشخيص اينکه قمر در عقرب واقع شده احتياج به خبرويت و قدري محاسبه دارد. بنابراين در سه ماه از دوازده ماه قمري, وقوع قمر در عقرب کاملا وجهه نجومي دارد و در نه ماه ديگر هم اراده يک معني صرفا نجومي, و نه عرفي, امر دور از ذهني نيست.  


    [1] جين ميوس, فرمول هاي ستاره شناسي براي محاسب ها, ترجمه محمود لايقي فيروزآبادي.- مشهد: معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي, 1368.
    [2] و. م. اسمارت, نجوم کروي, ترجمه داود محمدزاده جسور.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي, 1375.
    1 وقتي ماه در حالت بدر در صورت فلکي ثور باشد, خورشيد که در بدر با ماه در وضعيت مقابله است بايد در صورت فلکي عقرب قرار گرفته باشد و اين نشانه شروع فصل سرما يعني آبان ماه است.
    1 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, جلد 8 , صفحه 266 , باب 11 از ابواب آداب السفر الي الحج و غيره, حديث1. همچنين جلد 14 , صفحه 80 , باب کراهه التزويج و القمر في العقرب و في محاق الشهر از ابواب مقدمات النکاح و آدابه, حديث 1.
    2 مرحوم طبرسي, مکارم الاخلاق, صفحه 75, باب في الحجامه و آدابها.
    3 مرحوم مجلسي, بحار الانوار, جلد 51 , صفحه 268.
    1 فاضل هندي, کشف اللثام, جلد 2 , صفحه 7.
    2 سوره يس , آيه 39.
     
     
    قسمت سوم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    مثلثاث کروي

    يکي از قديمي ترين شاخه هاي دانش ستاره شناسي, نجوم کروي است. با عنايت به اينکه گفتيم براي حل بسياري از مسايل ستاره شناسي, مي توانيم تمام اجرام سماوي را روي يک کره فرضي بنام کره سماوي در نظر بگيريم, اهميت نجوم کروي در محاسبات, روشن تر مي شود. سابقه اين رشته به 4000 سال پيش باز مي گردد ولي هنوز در بسياري از موارد نقش کليدي را ايفا مي کند.

    دايره عظيمه

    روي سطح يک کره مي توان دواير فرضي متعددي را در نظر گرفت. اين دواير به صورت نامحدود و با اندازه هاي مختلف قابل تصورند. به آن دسته از دوايري که مرکز آنها منطبق بر مرکز کره باشد, دايره عظيمه گفته مي شود. پر واضح است از آنجا که شعاع دايره عظيمه مساوي شعاع کره است, محيط اين دايره از تمام دواير فرضي ديگر بزرگتر است و از اينرو نام آن را دايره عظيمه گذاشته اند.
    کوتاه ترين فاصله بين دو نقطه واقع بر روي يک کره, قوس دايره عظيمه اي است که از آن دو نقطه عبور مي نمايد. اين اصل هندسه کروي متناظر اصلي است که در هندسه مسطح براي کوتاهترين فاصله بين دو نقطه داريم, يعني: کوتاهترين فاصله بين دو نقطه خط راستي است که از آن دو نقطه عبور مي نمايد. با توجه به اين اصل در هندسه کروي, ديد محاسباتي ما در بسياري از مسايل مبتلي به عوض مي شود. يکي از مهمترين موارد استفاده از اين اصل, محاسبه جهت قبله است. که در ادامه توضيح بيشتري در باره آن خواهيم داد.

    مثلث کروي

    مثلث کروي مثلثي روي سطح کره است که هريک از اضلاع آن دواير عظيمه باشند. اين مثلث از سه زاويه تشکيل مي شود که معمولا با حروف بزرگ انگليسي نمايش داده مي شوند, مثلا مي گوييم زواياي : A و B و C و داراي سه ضلع است که هرکدام وترهايي از دواير عظيمه هستند که معمولا با حروف کوچک انگليسي نمايش داده مي شوند, مثلا: a و b و c .
    مثلث کروي داراي خواصي متفاوت با مثلث مسطح است. از جمله:
  • مجموع سه زاوي يک مثلث کروي از 180 درجه بيشتر و از 270 درجه کمتر است.
  • اگر مجموع دو ضلع يک مثلث کروي برابر 180 درجه باشد, مجموع زواياي روبروي آنها نيز برابر 180 درجه خواهد بود.
    در هر مثلث کروي اگر از مجموع شش ضلع و زاويه, سه عنصر معلوم باشد, مي توانيم بقيه عناصر را نيز محاسبه نماييم. رياضيدانان روابط زيادي بين عناصر يک مثلث کروي به اثبات رسانده اند که در صورت تمايل مي توانيد براي شرح اين روابط و طريقه اثبات آنها و مثال هاي متنوع در حل مثلث کروي, به منابع مفصل نجومي
    1 مراجعه نماييد. در اينجا به ذکر دو رابطه زير بسنده مي کنيم:

      1- رابطه کسينوس:
    cos a = cos b cos c + sin b sin c cos A  

    2- فرمول هاي محاسبه نصف مجموع و يا تفاضل دو زاويه:
     
    tan (A+B)/2 = cos (a-b)/2  cot C/2

    cos (a+b)/2


    tan (A-B)/2 =   sin (a-b)/2  cot C/2

    sin (a+b)/2
     

    براي سهولت درک روابط بالا يک مثال براي هريک از آنها مي زنيم:
    در شامگاه روز جمعه 17 ديماه 1378 مطابق با 29 رمضان 1420 , طبق استخراج برنامه نجوم اسلامي, بهنگام غروب آفتاب, تفاوت ارتفاع ماه و خورشيد 92/6 درجه و اختلاف سمت آنها معادل 83/3 درجه است. فاصله ماه و خورشيد از ديد ناظر زميني چند درجه است؟
    در مثلث کروي که يک ضلع آن ارتفاع ماه و ضلع ديگر آن اختلاف سمت ماه و خورشيد است, ضلع سوم نشان دهنده فاصله زاويه اي ماه و خورشيد از ديد ناظر زميني است. چون ضلع ارتفاع بر دايره افق عمود است, داريم : 90A = , با استفاده از فرمول کسينوس داريم:
     

    cos a = cos b cos c + sin b sin c cos A

    cos a = cos 92/6 cos 83/3 + sin 92/6 sin 83/3 cos 90 = cos 92/6 cos 83/3 = 9904/0

    a = 90/7?

    کاربرد مثلثات کروي در قبله يابي

    يکي از موارد مهم استفاده از مثلثات کروي, مبحث تعيين قبله است. چنانچه مي دانيد در بسياري از احکام شرعي, رعايت جهت قبله لازم است. از آنجا که خداوند کريم از رو به قبله کردن اينگونه تعبير نموده که: "فول وجهک شطر المسجد الحرام" , با فرض کروي بودن کره زمين , متفاهم عرفي از روکردن به مکاني بر روي کره , انتخاب کمترين فاصله تا آن مکان است. با توجه به اصلي که در مثلثات کروي براي تعيين نزديکترين فاصله روي کره ذکر کرديم, براي تعيين قبله هر نقطه از کره زمين بايد دايره عظيمه اي که از آن نقطه و مسجد الحرام مي گذرد, بيابيم و با تعيين زاويه انحراف دايره عظيمه از نصف النهار شهر مورد نظر, زاويه انحراف قبله آن مکان را نسبت به شمال و جنوب جغرافيايي پيدا کنيم. با استفاده از اين روش جهت قبله صحيح هر نقطه به دست مي آيد. جهت قبله بدست آمده ممکن است با ارتکازات ابتدايي ما همخوان نباشد. مثلا جهت قبله در آمريکا و کانادا به سمت شمال شرقي محاسبه مي شود, در صورتيکه در نقشه مسطح, جهت جنوب شرقي صحيح مي نمايد. با کمي تامل و با در نظر گرفتن کروي بودن کره زمين, مي توانيم به صحت اعتبار جهت شمال شرقي در قبله آمريکا و کانادا پي ببريم.
    فرض کنيد مي خواهيم جهت قبله نقطه اي مانند قم با عرض جعرافيايي 34 درجه و 39 دقيقه و طول جغرافيايي 50 درجه و 54 دقيقه را بيابيم. عرض جغرافيايي مسجد الحرام را معادل 21 درجه و 27 دقيقه و طول جغرافيايي آن را برابر 39 درجه و 49 دقيقه در نظر مي گيريم. با استفاده از رابطه دومي که در مثلثات کروي ارايه داديم, خواهيم داشت:

       


    tan (A+B)/2 = cos (a-b)/2  cot C/2

    cos (a+b)/2


    tan (A-B)/2 =   sin (a-b)/2  cot C/2

    sin (a+b)/2


    با حل اين دستگاه دو معادله دو مجهول مي توانيم زاويه B که همان انحراف جهت قبله از شمال است را بدست آوريم. بدين ترتيب که :

    a = 35/55 = فاصله زاويه اي قم از قطب
    b = فاصله زاويه اي مکه از قطب = 55/68
    C = 1/11= اختلاف طول جغرافيايي دو نقطه

     
    tan (A-B)/2 =   -sin (35/55 - 55/68) / 2  cot 55/5 = - 34/1

    sin (35/55 + 55/68) / 2


    tan (A+B)/2 =  cos (35/55 - 55/68) / 2  cot 55/5 = 73/21

    cos (35/55 + 55/68) / 2

    زاويه B برابر 7/140 محاسبه مي شود بنا بر اين قبله قم 2/39 درجه از جنوب به سمت غرب محاسبه مي شود.



    1 در اين زمينه مراجعه نماييد به:
    ماشاء الله احيايي, کاربرد علوم در قبله يابي.- تهران: انتشارات اميرکبير, 1367.
    و. م. اسمارت, نجوم کروي, ترجمه داود محمدزاده جسور.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي, 1375.
    ا.اي.ري و دي.کلارک, ستاره شناسي: اصول و عمل, ترجمه سيد احمد سيدي نوقابي.- مشهد: معاونت فرهنگي آستانقدس رضوي, 1366

    قسمت چهارم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    هييت بطلميوسي

    بطلميوس دانشمند يوناني, قبل از ميلاد مسيح (ع) مدلي براي حرکت سيارگان و خورشيد ارايه داد که دست کم تا 15 قرن پس از او در بين ستاره شناسان پذيرفته شده بود. اين مدل در محاسبات مختلف نجومي با موفقيت و دقت نسبتا خوبي, جوابگوي مسايل مطرح شده در عصر خود بود. منجمان با استمداد از آن قادر به پيشگويي پديده هاي فلکي مانند کسوف و خسوف بودند, همچنين مي توانستند حالات ماه را از قبل محاسبه نمايند. در هييت بطلميوسي زمين مرکز کاينات بود و تمام اجرام سماوي از جمله خورشيد و ماه و سيارات منظومه شمسي به دور زمين در گردش بودند. به جز ماه و خورشيد که حرکت مداري ساده اي داشتند, هريک از سيارات علاوه بر حرکت به دور زمين, حرکات مداري ديگري به گرد خود داشتند. با اين حرکات تغيير موضع آنان در رصدهاي نجومي توجيه مي شد. شکل زير الگوي ساده اي از هييت بطلميوسي ارايه مي دهد.
     
     
    قسمت پنجم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    هييت جديد

    در تاريخ علم نجوم[1] تاسيس هييت جديد به کشيش لهستاني, کوپرنيک در قرن شانزدهم ميلادي, نسبت داده شده است. او براي اولين بار در کتاب خود با نام "درباره افلاک آسماني", فرضيه حرکت زمين را مطرح کرد. گرچه اين فرضيه در ابتدا پخته نبود ولي منشا ايجاد شک در هييت بطلميوسي شد. کمتر از يک قرن ديگر دانشمند بزرگ آلماني, يوهانس کپلر با مطالعات فراوان و تکيه بر رصدهاي دانشمند دانمارکي تيکو براهه, توانست مدل کوپرنيکي را تکميل نمايد. او همچنين موفق به وضع قوانين حرکت سيارات شد. اين قوانين به نام کپلر ثبت شده و هنوز هم در تحليل حرکت مداري, از اهميت ويژه اي برخوردار است. همزمان با او دانشمند ايتاليايي, گاليله توانست با استفاده از تلسکوپ دست ساز خود, اسرار بيشتري از آسمان را روشن نمايد. او با يافتن چهار قمر مشتري, اشکال عمده اي که به هييت کوپرنيکي در مورد حرکت ماه بطور همزمان به گرد زمين و خورشيد, وارد مي شد, پاسخ داد. زيرا با کشف اقمار مشتري, عين اين اشکال بر هييت بطلميوسي هم وارد مي شد. از طرف ديگر او براي اولين بار توانست با کشف حالات هلالي سياره زهره, حرکت زهره به گرد خورشيد را اثبات کند. اين دليل قاطعي بر بطلان هييت بطلميوسي بود. در نهايت دانشمند انگليسي, نيوتن در اواخر قرن هفدهم ميلادي با وضع قوانين حرکت و قانون جاذبه عمومي, توانست دستاوردهاي دانشمندان پيشين را تکميل نمايد. او همچنين توانست توجيه علمي حرکت مداري را بيان کند. قانون جاذبه نيوتن سرمنشا پيشرفت هاي دانش جديد بشري در زمينه هاي مختلف از جمله اختراع ماهواره ها بود.  

    قوانين کپلر

    اين قوانين عليرغم تکميل و اصلاحاتي که در برخي موارد در آن به عمل آمده است, هنوز هم روشنگر بسياري از اصول حرکت مداري است.
    قانون اول: مدار يک سياره به شکل بيضي است و خورشيد در يکي از کانون هاي اين بيضي قرار گرفته است.
    نسبت فاصله کانون تا مرکز بيضي را به نيم قطر بزرگ بيضي, خروج از مرکز بيضي مي نامند. خروج از مرکز که با حرف e نشان داده مي شود بين صفر و يک تغيير مقدار مي دهد. هرچه مقدار خروج از مرکز کمتر باشد, بيضي به دايره شبيه مي شود و هرچه بيشتر باشد, کشيده تر مي شود. (e = CS/CA)
    مقدار خروج از مرکز مدار زمين 17/0 است.


    قانون دوم: شعاع حامل سياره در زمان هاي مساوي مسافت هاي مساوي را روي مدار سياره جاروب مي کند.

    يعني اگر دو مسافت AB و CD در يک زمان طي شده باشد, مساحت مثلث هاي FAB و FCD برابر خواهد بود. اين نشاندهنده اين
    واقعيت است که سرعت حرکت سياره در نزديک
    خورشيد بيشتر از سرعت حرکت آن در بخش دورتر است.




    قانون سوم: مکعب فاصله متوسط سياره تا خورشيد, با مجذور دوره تناوب گردش آن متناسب است.
    بنابراين هرچه فاصله سياره تا خورشيد دورتر باشد, دوره تناوب گردش آن طولاني تر است. مثلا عطارد هر 59 روز يک بار به دور خورشيد مي گردد, ولي مشتري هر 86/11 سال يک بار به گرد خورشيد مي گردد.  

    قوانين نيوتن:

    قوانين نيوتن پايه گذار علم مکانيک جديد بوده است و جز در موارد جزيي که توسط انيشتن تغييراتي در آن پيش آمده است, هنوز به قوت خود باقي است.
    قانون اول: هر جسم تا زماني به حالت سکون خود يا حرکت يکنواخت در يک خط مستقيم ادامه مي دهد که با يک نيروي خارجي که برروي آن تاثير مي گذارد, مجبور به تغييري در آن حالت شود.
    قانون دوم: ميزان تغيير اندازه حرکت جسم, با نيروي وارده متناسب است و در جهتي صورت مي گيرد که آن نيرو در آن جهت وارد مي شود.
    قانون سوم: هر عملي را عکس العملي است که برابر "آن و در جهت مخالف آن ميباشد.
    قانون جاذبه عمومي: هر ذره از ماده در طبيعت, ذره ديگري را با نيرويي به سوي خود جذب مي کند که با حاصل ضرب جرمها نسبت مستقيم و با مجذور فاصله بين آنها نسبت عکس دارد. بنابراين براي دو ذره به جرم هاي M1 و M2 که با فاصله r از يک ديگر قرار گرفته اند, خواهيم داشت:
    F = G  M1*M2

    r


    مقدار G را ضريب عمومي جاذبه مي نامند.  

    توسعه و بسط قوانين مداري

    در سه قرني که پس از نيوتن سپري شده است, قوانين وضع شده توسط او و کپلر بارها در محک تجربه سنجيده شده و همواره مسير تکاملي خود را پيموده است. حقيقت آنست که کپلر و نيوتن مدار سيارات را دو جسمي در نظر گرفته بوده اند و وجود اجرام ديگر در اطراف مدار را در نظر نگرفته بودند. امروزه براي محاسبه حرکت ماه, علاوه بر محاسبه ميزان جاذبه زمين و خورشيد, جاذبه زهره و مريخ نيز دقيقا محاسبه مي شود.
    يکي از دستاوردهاي قانون جاذبه عمومي اختراع ماهواره ها بوده است. چنانچه مي دانيد ماهواره فقط با سرعت اوليه ثابتي در مدار قرار مي گيرد و از آن پس بدون احتياج به نيروي محرکه اي فقط با استفاده از نيروي جاذبه عمومي به مدت نامحدودي در مدار خود ادامه حرکت مي دهد. نيوتون بيش از 300 سال پيش با اتکا به قانون جاذبه عمومي, حرکت ماهواره اي را پيش بيني کرده بود. او در کتاب اصول خود مي گويد: "اگر گلوله اي را با سرعت مناسب بوسيله يک توپ از بالاي قله يک کوه که ارتفاع آن به حدي بلند باشد که توپ خارج از جو زمين قرار گيرد, شليک کنيم, آن گلوله حرکتي دايره اي يا بيضوي به دور زمين خواهد داشت و چنانچه به چيزي برخورد نکند, تا ابد به دور زمين خواهد چرخيد."
    امروزه ماهواره ها توسط يک موشک به خارج جو انتقال يافته, با سرعت اوليه مناسب در مدار قرار مي گيردند و درست طبق قانون نيوتن تا مدت نامحدودي به حرکت خود ادامه مي دهند. هرچه سرعت اوليه بيشتر باشد, حالت مدار بيضي تر مي شود, يا به عبارت ديگر خروج از مرکز مدار بيشتر مي شود. ماهواره هايي که در مدارهاي کوتاهتري قرار داده مي شوند, طبق قانون سوم کپلر سرعت حرکت بيشتري دارند. اگر ارتفاع ماهواره حدود 35000 کيلومتر از سطح زمين باشد, سرعت حرکت آن به دور زمين مانند سرعت حرکت وضعي خود زمين مي باشد. به اين ماهواره ها , اقمار ساکن گفته مي شود و از آنها براي اهداف مخابراتي يا تقويت امواج تلويزيوني براي يک منطقه خاص استفاده مي شود.
    پر واضح است که با احاطه بشر به حرکت مداري, موقعيت ماه و خورشيد و سيارات و ماهواره ها مي تواند با دقت محاسباتي خارق العاده اي در حد کمتر از ثانيه زماني محاسبه شود. در جلسات آينده دقت اين محاسبات را در مورد خصوص حرکات ماه بيشتر پيگيري مي نماييم.


    [1] آرتور کوستلر, خوابگردها, ترجمه منوچهر روحاني .- تهران: انتشارات کتابهاي جيبي, 1351.
     
     
     قسمت ششم
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    طلوع , عبور و غروب

    با توجه به حرکت وضعي زمين از مغرب به مشرق, هر روزه مي بينيم که خورشيد از مشرق طلوع مي کند, در ظهر به حد اکثر ارتفاع خود رسيده از نصف النهار ناظر عبور مي کند و بالاخره رفته رفته با کاهش ارتفاع, در افق غربي غروب مي کند. اين سه پديده را که هر روز با آن سروکار داريم به ترتيب, طلوع, عبور و غروب مي نامند. همين پديده ها در مورد ماه و ساير ستارگان, در روز و شب اتفاق مي افتد, ولي بخاطر غلبه نور خورشيد در روز, ما قادر به مشاهده اين چرخه براي ستارگان نمي شويم ولي در شب, طلوع , عبور و غروب برخي ستارگان را مشاهده مي کنيم.
    اگر يک جرم سماوي در شمال کره سماوي در محاذات قطب شمال زمين قرار گرفته باشد, همواره در محل خود قابل رؤيت است. به عبارت ديگر اين جرم سماوي داراي سه پديده مذکور نيست. به ستارگاني که داراي چنين حالتي باشند, ستارگان دور قطبي مي گويند. مهمترين اين ستارگان, ستاره جدي, يا ستاره قطبي است. اين ستاره با مدار حرکتي با شعاع يک درجه و ده دقيقه به گرد خود, تقريبا همواره در شمال کره سماوي, براي ساکنان نيم کره شمالي قابل رؤيت است. ارتفاع اين ستاره در استوا صفر درجه و در قطب شمال 90 درجه است. در بين قطب و استوا ارتفاع جدي برابر عرض جغرافيايي ناظر است. در گذشته يکي از راه هاي تعيين عرض جغرافيايي يک محل, استفاده از ارتفاع جدي بوده است البته چنانچه گفته شد اين راه داراي خطايي حدود يک درجه است.
    بطور کلي مي توان گفت اگر زاويه ميل يک جرم سماوي بزرگتر از متمم عرض جعرافيايي ناظر باشد, اين جرم سماوي در افق ناظر هرگز غروب نمي کند, بلکه يک مدار دايره اي شکل را به گرد قطب شمال سماوي مي پيمايد. براي مثال خورشيد در مناطق بالاتر از عرض جغرافيايي 55/66 درجه شمالي در تابستان چنين حالتي پيدا مي کند. اين حالت براي عرض جغرافيايي 55/66 درجه فقط در حوالي روز اول تير اتفاق مي افتد, زيرا فقط در اين روز است که ميل خورشيد به حداکثر يعني 5/23 درجه مي رسد و با تصحيح انکسار و نيم قطر, ميل خورشيد از متمم عرض جغرافيايي منطقه بيشتر مي شود ولي مثلا براي عرض هاي70, 78 و 90 درجه به ترتيب 73 روز, 128 روز, 192 روز در سال اتفاق مي افتد. يعني هرچه از مدار 55/66 درجه به بالا برويم, روزهاي 24 ساعته بيشتري داريم. قدري پايين تر از اين مدار, طول شب از کوتاه ترين زمان, شروع و رفته رفته بيشتر مي شود. در زمستان تقريبا همين حالت بصورت شب هاي 24 ساعته رخ مي دهد.
    چندي است که بحث فقهي وقت نماز در اين مناطق, در حوزه هاي علميه مطرح شده است و تاکنون جواب قانع کننده اي براي حل مشکل مسلمانان ساکن در اين مناطق, داده نشده است. جوابي که بيشتر داده مي شود, عمل به اوقات اقرب الآفاق است که ضعف اين جواب در خلال تحليل ما از مساله مشخص شد. زيرا مثلا در تابستان, نزديکترين منطقه که داراي شب متعارف باشد, داراي شب کمتر از يک دقيقه اي است و معلوم نيست چقدر بايد پيش برويم که به شبي درحد متعارف برسيم!
    مشکل ديگري که در اين مناطق پديد مي آيد و تا کنون به آن پرداخته نشده است, مساله رويت هلال است. چنانچه گفتيم ماه در مداري به گرد زمين مي چرخد که با دايره البروج زاويه اي حدود 5 درجه تشکيل مي دهد. بنابراين, هلال ماه معمولا در حوالي خورشيد, قابل رويت است. اگر در تابستان بخواهيم هلال را در اين مناطق رصد کنيم, بخاطر وجود 24 ساعته خورشيد در افق, ممکن است تا سه روز پس از مقارنه, موفق به رويت نشويم. در زمستان وضع از اين هم بدتر است. زيرا همانگونه که خورشيد ديده نمي شود و داراي شب 24 ساعته هستيم, هلال هم تا چند روز در آسمان رؤيت نمي شود. يعني بايد هلال آنقدر در مسير دايره البروج حرکت نمايد که ميل آن به حدي برسد که قابل رويت باشد. با تغيير فصول اين حالت موجب مي شود که ما ماههايي با تعداد روزهاي کمتر از 29 روز يا بيشتر از 30 روز داشته باشيم. از طرف ديگر, اختلاف افق اين مناطق هم با مناطق متعارف زمين گاهي به بيش از دو يا سه روز هم مي رسد. بلي, بنابر فتواي برخي علما مبني بر اتحاد آفاق, اين مشکل در زمستان حل خواهد شد, زيرا در مناطقي که در شب با اين مناطق متفقند, هلال قابل رؤيت مي شود, اما در فصل تابستان اشکال به قوت خود باقي است.  

    تصحيحات نجومي

    مشاهدات نجومي که با چشم مسلح يا چشم غير مسلح انجام مي شود, بايد پس از تصحيحات چهار گانه زير مورد استناد قرار گيرد. اين تصحيحات بخصوص در مورد مشاهدات مربوط به ماه و خورشيد, جدي ترند.

    1- تصحيح اختلاف منظر

    در دستگاه هاي استوايي و دايره البروجي, مرکز کره زمين به عنوان مبدا مختصات در نظر گرفته مي شود, ولي مشاهدات نجومي عملا بر سطح کره زمين انجام مي گردد. با در نظر گرفتن اختلاف زاويه ديد از مرکز زمين و سطح زمين, خطايي در مشاهده پيش مي آيد. اين خطا با تصحيح اختلاف منظر مرتفع مي گردد. به خاطر بعد مسافت ستارگاه, مقدار اين تصحيح در مورد آنها, بسيار ناچيز و قابل اغماض است. در مورد خورشيد زاويه خطاي ديد بطور متوسط 8/8 ثانيه قوسي است. اما در مورد ماه اين مقدار در حدود يک درجه است. به خاطر بيضي بودن مدار ماه به دور زمين و تغيير فاصله ماه تا زمين, مقدار دقيق اين تصحيح براي ماه کم و زياد مي شود.

    در شکل مقابل زاويه P نشان دهنده مقدار اختلاف منظر است. با دقت در
    شکل, رابطه اختلاف منظر با فاصله جرم سماوي از زمين مشخص مي شود.  

    2- تصحيح شکست نور

    ميدانيم وقتي نور از يک محيط به محيط ديگري با غلظت متفاوت وارد مي شود, مواجه با پديده شکست نور هستيم. همگي اين پديده را در مورد قاشقي که در استکان چاي قرار گرفته مشاهده کرده ايم, در بدو امر بنظر مي رسد که قاشق خم شده است ولي در واقع اين به علت شکست نوري است که از قاشق به چشم ما مي رسد. از نظر علمي مي گويند: "نور وقتي از يک محيط به محيطي با وزن حجمي بيشتري وارد مي شود, به سمت محور تابش داراي شکست مي شود." اين پديده در مورد نور اجرام سماوي که از خلا وارد جو زمين مي شوند, اتفاق مي افتد.
    ميزان تصحيح شکست نور در مورد جرمي که کاملا در سمت الراس ما قرار گرفته صفر است, زيرا نوري که با زاويه قايمه بتابد, شکستي نخواهد داشت. هرچه به افق نزديکتر شويم, ميزان شکست نور بيشتر مي شود. براي يک جرم سماوي که در افق قرار گرفته است ميزان اين تصحيح حدود 35 دقيقه قوسي است. بنابراين ما مثلا مي توانيم خورشيد را حدود سه دقيقه قبل از طلوع واقعي در افق ببينيم. همچنين حدود سه دقيقه بعد از غروب واقعي, خورشيد هنوز قابل مشاهده است.  

    3- تصحيح شيب افق

    اگر به هنگام مشاهده, نسبت به افق, ارتفاع داشته باشيم, مثلا از روي قله کوهي پديده طلوع يا غروب خورشيد را مشاهده نماييم, از آنجا که دامنه ديد ما بيشتر مي شود, افق مريي ما گسترش يافته و زمان بيشتري مي توانيم خورشيد را مشاهده نماييم.


    وقتي بهنگام غروب آفتاب, برفراز آسمان, هواپيمايي عبور مي کند, مي بينيد که پس از غروب قرص آفتاب در افق ما, هنوز آفتاب به آن هواپيما مي تابد. اگر فرض کنيم که هواپيما در ارتفاع 10 کيلومتري زمين در پرواز باشد, مي توانيم از رابطه زير ميزان شيب افق را براي آن محاسبه نماييم:
    tan b = h(2R + h) / R
      با احتساب R (شعاع زمين) برابر 6375 کيلومتر, و h برابر 10 کيلومتر, مقدار b (زاويه شيب) تقريبا برابر 2/3 درجه محاسبه مي شود. بنابراين خورشيد پس از حدود 16 دقيقه (اين مقدار در فصول و مناطق مختلف متفاوت است) هنوز براي سرنشينان هواپيما قابل رويت است.
    از اينرو ممکن است سرنشين هواپيما در آسمان, طلوع خورشيد را مشاهده کند ولي وقتي به روي زمين مي نشيند, هنوز خورشيد طلوع نکرده باشد.  

    4- تصحيح نيم قطر

    اين تصحيح در مورد ماه و خورشيد که داراي قطر قابل ملاحظه اي نسبت به ستارگان هستند, انجام مي شود. اگر طلوع آفتاب را هنگامي بدانيم که ارتفاع خورشيد به صفر درجه برسد, بايد اين تصحيح را اعمال نماييم. به عبارت ديگر طلوع خورشيد به ظهور اولين نقطه جرم خورشيد در افق اطلاق مي شود ولي ما زماني را محاسبه مي نماييم که ارتفاع خورشيد صفر درجه باشد, يعني مرکز خورشيد در افق قرار گيرد. براي تصحيح اين خطا بايد يک نيم قطر خورشيد که تقريبا برابر 15 دقيقه قوسي است, به طول روز بيفزاييم در واقع با احتساب مقدار مشابه در مورد غروب آفتاب, بواسطه تصحيح نيم قطر, طول روز حدود 30 دقيقه قوسي که معادل قطر خورشيد است, بيشتر مي شود.
    شبيه اين حالت در مورد ظهر شرعي پيش مي آيد. آنچه به عنوان ملاک محاسبه ظهر شرعي در نظر گرفته مي شود, محاذات مرکز خورشيد با نصف النهار است. اگر معتقد شويم که زوال الشمس, وقتي صدق مي کند که تمام قرص خورشيد از نصف النهار بگذرد, نه اينکه فقط مرکز آن از نصف النهار عبور نمايد, بايد به اندازه يک نيم قطر خورشيد (تقريبا معادل يک تا دو دقيقه) صبر کنيم, تا همه خورشيد از نصف النهار عبور کند.
     
    قسمت هفتم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    مشخصات مدار ماه

    ماه نيز مانند ديگر سيارات داراي مداري بيضوي است. با اين اختلاف که همزمان که به دور خورشيد در حرکت است, به دور زمين نيز مي گردد. بنابراين ماه تحت دو جاذبه قوي قرار دارد. از طرف ديگر سيارات نزديک به زمين هم اثراتي روي مدار ماه ايجاد مي کنند. از آنجا که اثر اين عوامل بر ماه, بستگي به شرايط قرار گرفتن اين اجرام سماوي نسبت به يکديگر دارد, اختلالاتي در مدار ماه پديد مي آيد. مثلا اثر جاذبه خورشيد, هنگاميکه زمين و بتبع ماه در مدار خود در حضيض (کمترين فاصله با خورشيد) قرار گرفته است, بر ماه بيشتر از وقتي است که زمين در اوج (دورترين فاصله با خورشيد) قرار گرفته است. از طرف ديگر وقتي زمين و خورشيد در يک سمت ماه قرار مي گيرند, تاثيرات آنها متفاوت با وقتي است که در دو طرف ماه قرار گرفته اند. در هر صورت مدار ماه داراي پيچيدگي هاي ويژه اي است, در عين حال که از نظم کاملا دقيقي پيروي مي کند و با احتساب صحيح عوامل ذکر شده مي توان در هر لحظه به دقت موضع ماه را محاسبه نمود.
    براي اينکه ماه پس از طي يک دور به گرد زمين وضعيت سابق خود نسبت به خورشيد را پيدا کند, بطور متوسط بايد 53059/29 روز عرفي, معادل 29 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه و 78/2 ثانيه بگذرد. اين مدت را يک ماه هلالي مي گويند. البته اندازه يک ماه قمري نسبت به طول متوسط آن ممکن است تحت اختلالات مداري تا 13 ساعت تغيير کند, ولي با احتساب عوامل مختلف براي هر ماه, زمان دقيق ماه هلالي قابل محاسبه است.
    ماه برجي زماني است که ماه طي آن مجددا وضعيت مشابهي نسبت به دايره البروج پيدا مي کند, طول متوسط اين ماه, 32158/27 روز عرفي است.
    ماه نجومي که دوره آن 32166/27 روز طول مي کشد, زماني است که ماه يک امتداد ثابت در فضا را مجداد طي نمايد.
    به سبب اختلالات مداري که به آن اشاره شد, جهت حضيض ماه نسبت به زمين تغيير مي کند. مدتي که لازم است ماه دوباره به حضيض مجدد برسد ماه بي هنجار ناميده مي شود. طول اين مدت 55455/27 روز است.
    چنانچه قبلا هم به آن اشاره کرده بوديم, ماه در مداري که زاويه اي حداکثر 5 درجه و 8 دقيقه شمالي و حداقل 5 درجه و 8 دقيقه جنوبي با دايره البروج مي سازد, در حرکت است. بنابراين ماه در پيمودن يک دور کامل به گرد زمين دو بار دايره البروج را قطع مي کند (همانطور که خورشيد در مدار ظاهري خود دوبار استواي سماوي را در اعتدالين قطع مي کرد). به اين نقاط تقاطع, گره مي گويند. اگر ماه از عرض شمالي به عرض صفر دايره البروجي برسد و سپس وارد عرض جنوبي شود, مي گويند گره نزولي را پيموده است. در حالتي که ماه از عرض جنوبي, دايره البروج را قطع کند و سپس عرض شمالي پيدا کند, مي گويند که ماه گره صعودي را پيموده است. زماني را که لازم است ماه به گره مشابه برگردد, يعني پس از يک دور به گرد زمين دوباره به يکي از گره ها باز گردد, ماه گره اي مي نامند. اين زمان 21222/27 روز طول مي کشد. بنابراين گره ها در دايره البروج حرکت قهقرايي دارند. بطوريکه طول دايره البروجي يک گره, با آهنگ تقريبا 20 درجه در سال کاهش مي يابد. مدتي که لازم است تا گره ماه, يک درو کامل دايره البروج را طي کند, حدود 6/18 سال است.

    مقارنه و مقابله

    هنگامي که طول دايره البروجي ماه و خورشيد برابر شوند, اصطلاحا مي گويند که ماه در مقارنه با خورشيد قرار گرفته است. به اين حالت, محاق نيز گفته مي شود. در حالت مقارنه تقريبا چيزي از بخش روشن ماه, در زمين قابل رؤيت نيست. به عکس اين حالت يعني وقتي که ماه در جهت مخالف خورشيد, نسبت به زمين قرار گرفته است, مي گويند که ماه در حالت مقابله است. در اين حالت طول دايره البروجي ماه و خورشيد, 180 درجه با هم تفاوت دارند و قرص کامل ماه از زمين قابل رؤيت است.

    فازهاي ماه

    با قرار گرفتن ماه و زمين و خورشيد در زاويه هاي مختلف نسبت به يکديگر, همواره, قسمت متفاوتي از بخش روشن ماه, رو به زمين است. در وضعيت مقارنه تقريبا چيزي از بخش روشن ماه رو به زمين نيست. معمولا پس از يک روز, با فاصله گرفتن ماه از مقارنه و پيمودن بخشي از مدار, هلال باريکي از ماه, در زمين قابل رؤيت است. با رؤيت اين هلال, ماه قمري عرفي شروع مي شود. پس از تقريبا يک هفته, وقتي اختلاف طول ماه و خورشيد به 90 درجه مي رسد, نيمي از بخش روشن ماه در زمين قابل رؤيت است, به اين حالت تربيع اول مي گويند. پس از آن وقتي ماه به حالت مقابله مي رسد, قرص کامل ماه از زمين ديده مي شود که در اصطلاح به آن بدر مي گويند. در ادامه مسير, ماه رفته رفته کوچک تر شده, تا مجددا در طرف مقابل, به زاويه 90 درجه مي رسد. اين حالت را تربيع ثاني مي نامند. از آن پس به تدريج بخش روشن ماه تحليل مي رود تا مجددا به صورت هلال باريکي در مي آيد که در يکي از سحرگاه هاي آخر ماه قبل از طلوع خورشيد, در مشرق قابل رؤيت است. پس از آخرين رؤيت بين دو تا چهار روز طول مي کشد که هلال ماه مجددا در مغرب رؤيت شود.

    بخش روشن ماه

    چنانچه گذشت, بخش روشن ماه بتبع حرکت ماه, در حال تغيير است. مقدار دقيق اين بخش روشن, با استفاده از فرمول هاي دقيق نجومي و محاسبه موقعيت ماه و خورشيد, قابل محاسبه است.  

    قطر ماه

    چنانچه ذکر شد, مدار ماه به گرد زمين بيضوي است. بنابراين فاصله ماه تا زمين در حال تغيير است. هنگاميکه ماه در حضيض قرار گرفته است, قطر دايره فرضي ماه, به حداکثر مي رسد. برعکس هرچه ماه به نقطه اوج در مدار نزديک مي شود, قطر آن کمتر مي شود. در حالت حضيض قطر ماه 56/0 درجه است ولي در حالت اوج قطر آن به 49/0 درجه کاهش مي يابد. اين نکته, تاثير بسزايي در امکان رؤيت هلال دارد, که به جاي خود مورد بحث قرار مي گيرد.  

    سن ماه

    وقتي ماه از مقارنه خارج مي شود, گويي دوباره متولد شده, براي آن سني در نظر مي گيرند. مثلا مي گويند هلال در شب اول ماه, در سن 30 ساعتي رويت شد. يعني 30 ساعت پس از مقارنه, هلال ماه رويت شده است. چنانچه شرح آن در بخش هاي آينده مي آيد, سن ماه به تنهايي, مشخصه دقيقي براي امکان رويت هلال نيست و بايد براي پيشگويي رويت هلال, تمامي مشخصات ماه را در نظر گرفت.  

    تقويم نجومي (Almanac)

    در ابتداي هر سال ميلادي, مؤسسات بزرگ ستاره شناسي در سطح جهان تقاويمي منتشر مي نمايند, که مشخصات دقيق نجومي خورشيد و ماه و ساير سيارگان را در اختيار علاقمندان قرار مي دهند. از آنجا که اين تقاويم هرساله براساس آخرين دستاوردها و رصدهاي نجومي تنظيم مي شوند, از دقت بسيار بالايي برخوردارند. همچنين در محاسبات, از کامپيوترهاي پرقدرتي استفاده مي شود, تا با دقت بسيار بالا بتوانند تصحيحات نجومي را انجام دهند.
    يکي از معتبر ترين اين منابع تقويم سالانه "The Astronomical Almanac" است. در اين تقويم مشخصات مختلفي از ماه, به اطلاع مي رسد, که برخي از آنها عبارتند از:
  • لحظه مقارنه, تربيع اول, مقابله و تربيع ثاني با دقت دقيقه
  • زمان هاي مربوط به خورشيد و ماه گرفتگي با دقت يک دهم ثانيه
  • درصد روشن ماه براي ساعت 00 نيمه شب به وقت گرينويچ با دقت يک صدم
  • مختصات دقيق استوايي با دقت ثانيه
    با توجه به دقت بسيار بالاي اين تقاويم, مقادير ارايه شده در آن کاملا قابل اطمينان است و مبناي تمام مشاهدات و رصدهاي نجومي قرار مي گيرد ولي چون سالانه منتشر مي شوند و گرانقيمت هستند, معمولا فقط توسط مؤسسات بزرگ نجومي مورد استفاده قرار مي گيرند. از آنجا که مقادير ارايه شده در اين تقاويم اطمينان آور هستند, چنانچه در جاي خود مفصلا به آن مي پردازيم, مي توانند از نظر شرعي هم مورد استناد قرار بگيرند.  

    جداول چند ساله نجومي

    جداول نجومي با دقت کمتري نسبت به تقاويم نجومي ولي در عوض با دامنه زماني بيشتري منتشر مي شوند. اين جداول معمولا خطاي يک يا دو دقيقه اي در برخي محاسبات دارند.
    يکي از اين جداول تاليف جين ميوس ستاره شناس بنام بلژيکي است که با عنوان زير منتشر شده است:

    Astronomical Tables of the Sun, Moon, and Planets

    اين جدول در مورد ماه, مقاديري همچون لحظات مقارنه و مقابله را براي سالهاي 1950 تا 2050 ميلادي محاسبه نموده است.
     

    نرم افزارهاي نجومي

    با رايج شدن استفاده از کامپيوترها شخصي, نرم افزار هايي طراحي شده است که مي تواند مشخصات خورشيد و ماه و ستارگان را با دقت هاي قابل قبولي محاسبه نمايد. از اين جمله به دو نرم افزار اشاره مي نماييم:
    1- برنامه ?The Sky?: اين برنامه که روي ديسک نوري عرضه مي شود داراي قابليت هاي زيادي از جمله قدرت شبيه سازي آسمان در طول تاريخ است. اين برنامه همچنين قدرت بزرگنمايي و شبيه سازي صحنه از پشت تلسکوپ است و مي تواند به انواع مختلف تلسکوپ وصل شده و بصورت خودکار آنرا تنظيم نمايد.
    2- برنامه نجوم اسلامي: تنها برنامه نجومي طراحي شده در داخل کشور است و موضوعات نجومي که در فقه اسلامي کاربرد دارد را مورد مطالعه قرار داده است. محاسبات اوقات شرعي, تقويم تطبيقي شمسي, قمري و ميلادي بصورت دايمي, محاسبات مربوط به ماه و پيشگويي هلال, پيشگويي ماه و خورشيد گرفتگي ها و محاسبه جهت قبله, از جمله قابليت هاي اين برنامه کامپيوتري است. اين برنامه در تمام پهنه تاريخ, کار مي کند و مي تواند وقايع نجومي تاريخي را شبيه سازي نمايد.

    قسمت هشتم

  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • پديده گرفتگي

    اگر جرمي سماوي باعث شود که جرم سماوي ديگري براي ناظر زميني غير قابل رؤيت شود, پديده گرفتگي اتفاق افتاده است. اين پديده بين تمام سيارات و ستارگان و ماه و خورشيد اتفاق مي افتد. سياره هاي عطارد و زهره, گاهي از مقابل قرص خورشيد عبور مي کنند. معمولا ماه باعث گرفتگي ستارگان و سيارات در مسير خود مي شود. در اين ميان دو پديده ماه گرفتگي و خورشيد گرفتگي از اهميت ويژه اي برخوردارند. ماه گرفتگي هنگامي پديد مي آيد که ماه در سايه زمين قرار مي گيرد و به صورت تيره و مسي رنگ ديده شود. وقتي زمين در سايه ماه قرار بگيرد, پديده خورشيد گرفتگي پيش مي آيد. از آنجا که اين پديده هاي نادر طيبعي انسان را متوجه قدرت خداوند متعال و نظام حاکم بر طبيعت مي کند, جزو آيات الهي بر شمرده شده اند. شارع مقدس نيز احکام ويژه اي را در اين موارد مقرر کرده است. در اين مقال به بررسي اين دو پديده از ديدگاه نجومي مي پردازيم.  

    ماه گرفتگي (خسوف)

    پديده ماه گرفتگي وقتي رخ مي دهد که ماه, در حال بدر, نزديک يکي از گره هاي صعودي يا نزولي خود باشد. در اين حال ماه بايد از سايه زمين عبور نمايد و قهرا از نور خورشيد محروم مي ماند. در واقع زمين همواره پشت خود يک سايه مخروطي شکل درست مي کند, ولي از آنجا که ماه معمولا با اختلاف زاويه اي بين حدود 5+ و 5- درجه از کنار سايه مي گذرد, بطور معمول پديده گرفتگي پيش نمي آيد. ولي در حاليکه ماه بدر, از نزديکي دايره البروج بگذرد, يعني در نزديکي يکي از گره هاي مدارش باشد, سايه زمين بر ماه مي افتد و خسوف پديد مي آيد. شکل زير وقوع يک ماه گرفتگي را نشان مي دهد.

    مخروط تمام سايه از تمام شعاع هاي خورشيد محروم است اما مخروط نيمسايه برخي از شعاع هاي خورشيد را دريافت ميکند, ولي چون از بخش ديگري محروم است, تيره رنگ جلوه مي نمايد. گاهي ماه فقط از ناحيه نيم سايه عبور مي کند, در اين صورت به اصطلاح خسوف نيمسايه اي اتفاق افتاده است. در موارد عبور ماه از تمام سايه اگر تمام قرص از محدوده تمام سايه عبور کند, خسوف کلي رخ داده و گرنه خسوف جزيي است. خسوف نيم سايه اي در بيشتر موارد از زمين قابل تشخيص نيست, فقط در صورتيکه بيش از 7/0 قرص ماه در نيمسايه قرار بگيرد1 , اين نوع خسوف قابل تشخيص است و ظاهرا نماز آيات نيز در اين مورد واجب مي شود, اگرچه منجمان بطور کلي از محاسبه و اعلام خسوف نيمسايه احتراز مي نمايند!
    در خسوف کلي, قرص ماه بصورت کامل نامريي نمي شود, بلکه بخاطر شکست نور خورشيد در جو زمين, بطور غير مستقيم قدري از شعاع هاي خورشيد به ماه مي رسد. از آنجا که جو زمين نور آبي را بيشتر از نور قرمز جذب مي کند, نور منعکس شده به ماه, به رنگ قرمز مسي در مي آيد.
    پديده خسوف, يک پديده غير وابسته به موقعيت ناظر است. به اين معني که هر ناظري در زمان خسوف, اگر بتواند ماه را ببيند, مي تواند خسوف را ملاحظه نمايد. بنابراين خسوف براي همه نيم کره اي که به طرف ماه قرار گرفته, به يک شکل و در يک زمان قابل رؤيت است.
     

    خورشيد گرفتگي (کسوف)

    اگر زمين در سايه مخروطي شکل ماه قرار بگيرد, پديده خورشيد گرفتگي پيش مي آيد. اين پديده وقتي اتفاق مي افتد که ماه در نزديکي حالت مقارنه, در حوالي يکي از گره هايش باشد. از آنجا که ماه معمولا با اختلافي بين 5+ و 5- درجه از دايره البروج قرار دارد, اين پديده به ندرت اتفاق مي افتد. شکل زير يک خورشيد گرفتگي را ترسيم مي نمايد.

    با توجه به شکل, مشخص مي شود که خورشيد گرفتگي کلي فقط در ناحيه بسيار کوچکي از زمين قابل رؤيت است ولي در نواحي بيشتري خورشيد گرفتگي جزيي مشاهده مي شود. از آنجاکه ماه در مدار خود با سرعتي در حدود يک کيلومتر در ثانيه حرکت مي کند و زمين نيز, هم جهت با سايه با سرعت 5/0 کيلومتر بر ثانيه در دايره استوا داراي حرکت وضعي است, خورشيد گرفتگي با سرعتي حدود 5/0 (= 5/0- 1) کيلومتر در ثانيه از شرق به غرب, در حرکت است. بنابراين نواحي مختلفي از کره زمين مي توانند, خورشيد گرفتگي را با تفاوت زماني اندکي مشاهده نمايند.
    چناچه قبلا گفته شد, مدار حرکت زمين به گرد خورشيد و مدار ماه به دور زمين, بيضي شکلند. بنابراين قطر قرص مريي خورشيد و ماه از روي زمين, در حال تغيير است. اگر خورشيد گرفتگي کلي در صورتي پيش بيايد که قطر قرص ماه بزرگتر از قطر خورشيد باشد, خورشيد گرفتگي کلي مشاهده مي شود. در صورتيکه قطر ماه کوچکتر از قطر خورشيد باشد, و ماه نتواند تمام قرص خورشيد را بپوشاند, حلقه اي از خورشيد, حتي در حد اکثر گرفتگي, قابل رؤيت است. اين حالت را خورشيد گرفتگي حلقوي مي نامند.
    برخلاف خسوف , کسوف پديده اي وابسته به موقعيت ناظر است. يعني در هر ناحيه از کره زمين که روز باشد, گرفتگي به شکلي متفاوت با نواحي ديگر رؤيت مي شود. در مرکز گرفتگي, کسوف کلي ديده مي شود, در نواحي شمالي, بخش پاييني خورشيد و در نواحي جنوبي بخش بالايي خورشيد, گرفته مي شود و بالاخره برخي نواحي اصلا گرفتگي را رؤيت نمي کنند. از اينرو محاسبه خورشيد گرفتگي بسيار دشوارتر از ماه گرفتگي است و اگر سيستمي قادر به محاسبه دقيق خورشيد گرفتگي در هر محلي باشد, و بتواند در حد ثانيه خورشيد گرفتگي را محاسبه نمايد, از دقت بسيار بالايي در محاسبات مواضع ماه و خورشيد برخوردار است.
    خورشيد گرفتگي کلي يکي از زيباترين پديده هاي طبيعي است. اين پديده حداکثر حدود 5/7 دقيقه طول مي کشد. بخاطر استتار کامل قرص خورشيد توسط ماه, آسمان در ميان روز تاريک مي شود و ستارگان قابل رؤيت مي شوند. در اين زمان حلقه اي الماسي رنگ از نور به گرد خورشيد ديده مي شود که از زيبايي مبهوت کننده اي برخوردار است. با حرکت مجدد ماه, رفته رفته قرص خورشيد باز مي شود و به حالت عادي باز مي گردد.  

    قوانين گرفتگي ها

    در اينجا خلاصه اي از مهمترين قوانين نجومي پديده گرفتگي آورده شده است:
    1- زمان ماه گرفتگي فقط در ماه کامل و خورشيد گرفتگي در هنگام ماه نو قرار دارد. رواياتي که گرفتن خورشيد در وسط و گرفتن ماه در آخر ماه را بيان مي نمايد, ناظر به ايجاد حالت غير متعارف در آسمان است.
    2- تعداد خورشيد گرفتگي ها در هر سال حداقل 2 و حداکثر 5 و ماه گرفتگي ها هر سال حداکثر 3 مورد است. بيشترين رقم مجموع گرفتگي ها در يک سال اعم از ماه گرفتگي و خورشيد گرفتگي در يک سال عدد 7 است.
    3- گرفتگي ها اغلب به صورت زوجي يا سه تايي, خورشيد گرفتگي - ماه گرفتگي - خورشيد گرفتگي رخ مي دهند. ماه گرفتگي هميشه دو هفته قبل يا بعد از يک خورشيد گرفتگي صورت مي گيرد.
    4- الگوي گرفتگي ها در يک دوره 18 سال و 11 روز و 8 ساعته به نام سيکل ساروس دوباره تکرار مي شوند. اين الگو بطور دقيق تکرار نمي شود.
    5- در يک ماه گرفتگي مدت زمان مرحله کلي حداکثر 1 ساعت و 40 دقيقه و مرحله تمام سايه اي يعني جزيي- کلي- جزيي حداکثر 3 ساعت و 40 دقيقه به طول مي انجامد. حداکثر مدت خورشيد گرفتگي کلي (در استوا) 7 دقيقه و 40 ثانيه و براي گرفتگي حلقوي 12 دقيقه و 24 ثانيه مي باشد.
    1
    6- ماه گرفتگي در هر نقطه از کره زمين که مشاهده شود به يک شکل و در يک زمان مشاهده مي شود ولي شکل يک خورشيد گرفتگي و زمان رؤيت آن, بستگي به موقعيت ناظر روي کره زمين دارد.  



    1Jean Meeus, Astronomical Tables of the Sun, Moon, and Planets.- USA, Willmann-Bell, Inc., 1983. Page (7-58).
    1 پيتر دوفت اسميت, ستاره شناسي عملي با ماشين حساب, ترجمه سيد احمد سيدي نوقابي.- مشهد: معاونت فرهنگي آستانقدس رضوي, 1365. صفحه 197.
     
    قسمت نهم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
     

    پيشگويي هلال

    چنانچه گذشت, امروزه به برکت فن آوري پيشرفته, مي توانيم با دقت بالايي حالات مختلف ماه را محاسبه کنيم. محاسبه مختصات دقيق ماه, پي بردن به لحظه دقيق مقارنه, محاسبه مقدار دقيق روشن از ماه و ديگر مشخصات آن, با دقتي در حد ثانيه يا دقيقه, به سادگي انجام مي شود. از آن گذشته اين مقادير با دقتي بسيار بالا هرساله در تقاويم نجومي (آلمانک ها) در اختيار قرار مي گيرد.
    يکي از نتايج اين محاسبات دقيق, امکان پيشگويي هلال است. در طول تاريخ, پيشينيان, با استفاده از ابزاري که در دست داشتند, اقدام به پيشگويي هلال مي کردند. شايد قديمي ترين اقوامي که به اين کار مبادرت کردند, بابليان بوده اند. آنچه تحت عنوان "اصحاب عدد" در فقه ما نيز به چشم مي خورد, نوعي پيشگويي هلال بوده است. ولي در دنياي قديم, با توجه به عدم امکان اندازه گيري دقيق, و نا آشنايي با مشخصات دقيق مدار ماه, پيشگويي هاي انجام شده, از دقت قابل قبولي برخوردار نبوده است. از همينرو اقوال منجمان در روايات و فقه ما مورد توجه واقع نشده است. اما امروزه با توجه به گسترش زمينه هاي مختلف دانش, امکان پيشگويي در حد بسيار قابل اطميناني براي بشر فراهم شده است. در اين راستا برخي دانشمندان, پروژه هايي را با استانداردهاي قابل قبول علمي, براي تدوين دقيق تقويم قمري بين المللي, انجام داده اند. از اين گروه مي توان به دانشمند مالزيايي, الياس اشاره کرد. او طي تاليفات بسيار
    1 و در کنفرانس هاي جهاني مربوطه, اين مهم را پي گيري نموده است.
    در اين مختصر, ما در پي نقد و بررسي تاريخي و بيان تيوري هاي مختلف در اين زمينه نيستيم. فقط با اشاره به بطلان پيشگويي رايج, با توجه به سن يا مکث هلال, تيوري پيشگويي را که در برنامه نجوم اسلامي, مورد استفاده قرار داده ايم, مورد بررسي قرار مي دهيم.  

    آيا مي توان رؤيت هلال را از روي سن آن پيشگويي کرد؟

    همانطور که قبلا بيان شد, سن هلال که معمولا به ساعت بيان مي شود, مدت زماني است که از مقارنه گذشته است. مثلا هلال 24 ساعته هلالي است که 24 ساعت پيش از مقارنه خارج شده است. بسيار اتفاق مي افتد که غير متخصصان در علم نجوم, سعي مي کنند با استناد به سن هلال, امکان رؤيت, يا عدم امکان آن را پيشگويي نمايند. ولي واقعيت آنست که سن هلال مشخصه تعيين کننده اي براي امکان رؤيت آن نيست. اين مطلب را طي چهار دليل زير اثبات مي کنيم:
    1. چنانچه گذشت, طبق قانون دوم کپلر, سرعت زاويه اي حرکت ماه در مدارش به گرد زمين يکنواخت نيست. ماه در حالت حضيض, بيشترين سرعت, و در حالت اوج, کمترين سرعت را دارد. بنابراين جدايي زاويه اي ماه از خورشيد در واحد زمان, برحسب موقعيت ماه, در جاهاي مختلف مدار, متفاوت است. از طرف ديگر, قابل رؤيت بودن ماه, به جدايي زاويه اي و فزوني مقدار روشن ماه, بستگي دارد. پس مي توان نتيجه گرفت که چون جدايي زاويه اي در جاهاي مختلف مدار, در زمان هاي مساوي متفاوت است, سن ماه که عبارت از مدت زمان سپري شده از مقارنه است, نمي تواند مشخص کننده مقدار جدايي زاويه اي و در نتيجه رؤيت پذيري هلال باشد.
    2. همانطور که بيان شد, صفحه حرکت ماه به گرد زمين, با دايره البروج زاويه اي حدود 5 درجه تشکيل مي دهد. به دو نقطه اي که ماه در مدار خود, دايره البروج را قطع مي کند, گره مي گويند. اگر ماه در حالت مقارنه نزديک يکي از گره هاي خود باشد, پس از خروج از مقارنه, ممکن است تا مدتي فاصله زاويه اي آن از خورشيد کمتر شود. يعني عليرغم اينکه سن هلال افزايش مي يابد, مقدار روشن آن کاهش يابد. توضيح آنکه ماه پس از مقارنه, از نظر طول دايره البروجي همواره از خورشيد فاصله مي گيرد ولي به خاطر اينکه همزمان به گره مدار نزديک مي شود, از نظر عرض دايره البروجي به خورشيد نزديک مي شود. بنابراين ممکن است برآيند اين دو حرکت تا مدتي به صورت نزديکي زاويه اي ماه و خورشيد باشد. يعني بيشترين نزديکي زاويه اي ماه و خورشيد, مثلا دو ساعت پس از مقارنه بوجود آيد. يعني پس از چهار ساعت از مقارنه, تازه ماه به جدايي زاويه اي که در حال مقارنه داشته است, باز مي گردد, و اين چهار ساعت از سن ماه هيچ اثري در فزوني بخش روشن آن نداشته است. بنابراين در اين حالت, هلال 18 ساعته در حکم هلال 14 ساعته خواهد بود.
    3. باز با توجه به اختلاف عرض دايره البروجي ماه و خورشيد تا حدود 5 درجه, در برخي حالات ممکن است در مقارنه, اختلاف عرض ماه و خورشيد, به ميزان حداکثر باشد. در اين حالت حتي در زمان مقارنه, ماه اختلاف زاويه اي 5 درجه اي با خورشيد دارد. بنابراين با سن صفر ساعت, مانند يک هلال مثلا 6 ساعته, جدايي زاويه اي پيدا کرده است. و با افزايش اختلاف طول دايره البروجي ماه و خورشيد طي حرکت ماه در مدار, اين فاصله ممکن است پس از 15 ساعت به اندازه خيلي بيشتري از موارد مشابه, ماه را روشن نموده و هلال را قابل رؤيت کند.
    4. با توجه به بيضوي بودن مدار ماه, فاصله ماه و زمين و در نتيجه قطر قرص مريي ماه, متفاوت مي شود. بنابراين مقدار روشن ماه از زمين, در حالت اوج و حضيض, کاملا متفاوت است. يعني هلالي با سن 20 ساعت در اوج, بسيار احتمال رويت کمتري از هلال مشابه در حالت حضيض دارد.
    البته تعيين کننده نبودن سن ماه براي رؤيت از نظر تجربي هم ثابت شده است. براي دريافت گزارشات مربوطه مي توانيد به گزارش رؤيت هلال ماه هاي قمري سالهاي 1415-1418 که توسط آقايان محمد باقري, محمدرضا صياد و حسن طارمي راد, تهيه شده است, مراجعه نماييد
    1 .  

    آيا مي توان رؤيت هلال را از روي مکث آن پس از غروب, پيشگويي کرد؟

    مهمترين علت عدم امکان رؤيت هلال در افق, نور خورشيد است که در آغاز ماه قمري, اتفاقا در نزديکي ماه قرار دارد. بنابراين پس از غروب آفتاب, هر چه هلال بيشتر در آسمان باقي بماند, يا به اصطلاح مکث بيشتري داشته باشد, احتمال رؤيت آن بيشتر خواهد بود.
    مدت زمان مکث هلال در افق نيز مشخصه قابل اتکايي براي رؤيت پذيري هلال نيست. بطور مختصر علت اين مساله به فاصله زماني بين الطلوعين و بين العشايين باز مي گردد. اگر در تقويم اوقات شرعي دقت نماييد, در مييابيد که فاصله زماني بين الطلوعين و بين العشايين در اول تابستان به حداکثر و در اعتدالين به حداقل مي رسد. علت اين پديده را مي توان در تغيير ميل خورشيد در طول يک سال شمسي, جستجو نمود. بنابراين زمان تاريک شدن هوا در بين العشايين و در نتيجه سرعت کاهش ارتفاع خورشيد زير افق, در فصول مختلف, متغير است. در مساله رويت هلال, هرچه آسمان تاريک تر باشد, يعني ارتفاع خورشيد, کاهش بيشتري پيدا کرده باشد, شانس رؤيت بيشتري داريم. با توجه به مقدمه اي که در مورد بين الطلوعين و بين العشايين بيان شد, مشخص مي شود که زمان, عامل تعيين کننده اي براي تاريک تر شدن هوا نيست. يعني مثلا در طول 15 دقيقه, در اعتدالين, هوا به مراتب تاريکتر مي شود تا در مدت مشابه در اول تابستان. بنابراين مکث زماني هلال در افق, رابطه مستقيمي با تاريک تر شدن هوا و رويت پذيرتر شدن هلال ندارد.  

    تحليل صحيح از رؤيت پذيري هلال

    براي اينکه ما بتوانيم هلال را رؤيت کنيم, بايد بتوانيم نور هلال را از روشني آسمان در افق تمييز دهيم. آنچه گفته شد, يک اصل کلي در رؤيت همه اشيا و بخصوص اجرام سماوي است. اينکه ما در روز نمي توانيم ستارگان را ببينيم بخاطر اينست که نور آنها به حدي نيست که از نور خورشيد قابل تمايز باشد و پس از غروب خورشيد با تاريک تر شدن هوا, رفته رفته تعداد ستارگاني که قابل رؤيتند, بيشتر مي شود.
    نور هلال بستگي به دو مشخصه مقدار روشن, و اندازه قطر مريي آن دارد. مقدار روشن هلال به زاويه بين ماه و خورشيد بستگي دارد. اندازه قطر ماه هم به فاصله ماه تا زمين مربوط مي شود. چنانچه مي دانيم ماه در حالت اوج, دورترين فاصله و در حالت حضيض, نزديکترين فاصله را داراست. روشني محل قرار گرفتن هلال در افق, بستگي به اختلاف ارتفاع ماه و خورشيد دارد. هرچه اين اختلاف بيشتر شود, هلال در موقعيت تاريکتري قرار مي گيرد و نور آن قابل تمايز تر است. بنابراين يک تحليل صحيح از رؤيت پذيري هلال, بستگي به سه عامل: مقدار روشن, اندازه قطر و ارتفاع هلال بهنگام غروب آفتاب دارد.  

    منطق پيشگويي هلال در برنامه نجوم اسلامي

    با توجه به تحليل فوق, بايد با استفاده از گزارشات مستند نجومي1 که از رؤيت هلال هاي جوان به ما رسيده است, مي توانيم حد قابل رؤيت هلال را مشخص نماييم. اين گزارشات بايد با ذکر دقيق موقعيت ناظر و حتي المقدور عکس مستند از هلال باشد. به عنوان يکي از دقيق ترين منابع نجومي در ?Astronomical Almanac? حد رؤيت پذيري هلال را با چشم غير مسلح, در شرايط عادي, زماني دانسته شده است که لااقل 1% از سطح ماه روشن باشد.2
    در اين راستا براي پيشگويي رؤيت پذيري هلالي معين, سه حالت پيش مي آيد:

  • حالت اول: مشخصات هلال مورد نظر از کمترين حد رؤيت شده پايين تر است.

  • حالت دوم: مشخصات هلال مورد نظر از حدودي که رؤيت شده است, بالاتر است.

  • حالت سوم: مشخصات در حدي نيست که بتوان جزم به رؤيت يا عدم آن داشت.
    در حالت اول هلال رؤيت شدني نيست. در حالت دوم هلال قطعا رؤيت مي شود و در حالت سوم احتمال رؤيت يا عدم رؤيت مي رود. هرچه مشاهدات ما در رؤيت هلال هاي جوان بيشتر شود, از حجم حالت سوم کمتر و به دو حالت اول و دوم بيشتر مي شود. در شرايط فعلي معمولا حدود 10 ماه از سال در دو حالت اول و دوم و فقط دو ماه در حالت سوم قرار مي گيرند.  


    1 براي نمونه مراجعه نماييد به: Ilyas, Mohammad, Astronomy of Islamic Calendar .- Kuala Lumpur: A.S.Noordeen, 1997.
    1 اين گزارش در دو سال اول زير نظر مرکز پژوهش هاي بنيادي وزارت ارشاد و در دو سال بعد در بنياد دايره المعارف اسلامي تهيه شده است.
    1 براي دريافت گزارشات مربوطه مي توانيد به گزارش رؤيت هلال ماه هاي قمري سالهاي 1417-1418 که توسط آقايان محمد باقري, محمدرضا صياد و حسن طارمي راد, تهيه شده است, مراجعه نماييد.
    2 The Astronomical Almanac, 1989, Page: D4.

    قسمت دهم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    تعيين معيار براي رؤيت پذيري هلال

    چنانچه گفته شد, بايد رؤيت پذيري هلال را در سه سطح اطمينان به رؤيت, اطمينان به عدم رؤيت و عدم اطمينان, جستجو نمود. براي يافتن هريک از محدوده هاي فوق, قبل از هر چيز بايد به گزارشات مستندي که در مورد رؤيت هلال به ما مي رسد, تکيه کنيم. اين گزارشات بايد توام با ارايه شواهد قابل قبول مانند عکس يا تصوير نقاشي شده شکل هلال و بيان موقعيت دقيق محل رؤيت باشند. معمولا سياراتي مانند عطارد, زهره و مريخ, قراين خوبي براي تشخيص صحيح بودن ادعاي رؤيت هستند. از آنجا که موقعيت اين سياره ها نسبت به هلال, قابل محاسبه است, رصد کننده بايد در گزارش خود, به وضعيت قرار گرفتن هلال نسبت به اين سيارات اشاره نمايد.
    در هر صورت از ديدگاه نجومي, به علت درصد بالاي خطا در رؤيت هلال, نمي توان به گزارشات افراد غير حرفه اي, بدون توجه به قراين, اطمينان نمود. دانشمند مالزيايي, الياس, در يک تحقيق تجربي به اين نتيجه رسيد که 15% رؤيت کنندگان هلال, ممکن است صادقانه و از روي توهّم, ادعاي رؤيت نمايند!
    با بررسي گزارشات, ما مي توانيم امکان يا عدم امکان رؤيت را تعميم دهيم. مثلا با توجه به اينکه هلالي با درصد روشن 32/1 و قطر حد اکثر و با ارتفاع 9 درجه و 26 دقيقه بهنگام غروب آفتاب, رؤيت شده است
    1 , مي توان نتيجه گرفت که در اين ارتفاع, هلال هايي با درصد روشن بيشتر, به طريق اولي رؤيت شدني خواهند بود ويا هلالي با اين درصد روشن, در ارتفاع هاي بالاتر قطعا رؤيت مي شود. از طرف ديگر مي توانيم با بررسي رکوردهاي ثبت شده در مورد رؤيت هلال, پايين ترين حد امکان رؤيت با چشم غير مسلح را بدست آوريم. به دو رکورد زير که به عنوان نمونه از گزارش رؤيت هلال ماه هاي قمري 1416-1417 نقل مي شود, توجه فرماييد:
    1- هلال شوال سال 1409 قمري در آمريکا توسط پنج گروه مجزا, ابتدا با سن 13 ساعت و 28 دقيقه با دوربين دو چشمي 80x11 در شهر لانسينگ, سپس در شهر گراند راپيدز با سن 13 ساعت و 40 دقيقه با تلسکوپ انعکاسي 10 اينچي, سپس در شهر آستين با سن 13 ساعت و 47 دقيقه با دوربين دو چشمي 70x11, آنگاه در شهر دنور با دوربين دو چشمي 35x7 و بالاخره در سوکور با سن 14 ساعت و 51 دقيقه با چشم غير مسلح رصد شده است. با توجه به مشخصات هلال در شهر سوکور که با چشم غير مسلح رؤيت شده است يعني درصد روشن 7/0 و قطر نزديک به حداکثر و ارتفاع 7 درجه و 37 دقيقه بهنگام غروب آفتاب, به عنوان يک رکورد, مي توان امکان مشاهده موارد با مشخصات کمتر از اين را منتفي دانست.
    1
    2- هلال محرم سال 1418 با سن 18 ساعت و 31 دقيقه در رصدگاه عبدالعلي بيرجندي شهر بيرجند, توسط آقاي محمد زاهد آرام رؤيت شده است. همين هلال کمي بعد توسط آقاي محسن قاضي مير سعيد در رصدگاه کوشيار گيلاني هشتگرد, با دوربين دو چشمي 60x20 رؤيت شده است. با توجه به مشخصات هلال در بيرجند, يعني درصد روشن 87/0 و قطر 53/0 درجه (تقريبا معادل قطر متوسط ماه) و ارتفاع 6 درجه و 12 دقيقه به هنگام غروب آفتاب, اين رؤيت هم مي تواند بعنوان يک رکورد, قابل استفاده قرار گيرد.
    2
    موارد مشکوک مواردي هستند که هلال با مشخصاتي شبيه به رکوردها ولي با قدري تفاوت, قابل رؤيت است. مثلا اگر درصد روشن هلال همان اندازه باشد يا قدري بيشتر باشد ولي ارتفاع آن کمي کمتر از حد ثبت شده باشد, نمي توان حکم قطعي به رؤيت يا عدم امکان رؤيت نمود. مشخص نبودن قدرت بينايي چشم انسان و غالبا غبارآلود بودن افق, محدوده موارد مشکوک را بزرگتر مي کنند. ولي در مجموع در بيشتر موارد, با استناد به مشاهدات انجام شده, مي توان حکم به امکان يا عدم امکان رؤيت از نظر نجومي نمود.  

    استفاده از زاويه ياب (تيودوليت) در رؤيت هلال

    از آنجا که تنظيم تلسکوپ هاي قوي در موقعيت ماه, کاري زمان گير است, و معمولا مدت مکث هلال هاي جوان در افق کم است, براي رؤيت, معمولا از ابزار ساده تري به نام زاويه ياب يا تيودوليت استفاده مي شود. خصوصيت اين دستگاه آن است که مي تواند به سهولت نقطه اي از آسمان با سمت و ارتفاع مشخص را براي ما پيدا کند. براي رويت بايد ابتدا بکمک نرم افزارهاي نجومي, سمت و ارتفاع ظاهري ماه را در فواصل 5 دقيقه اي استخراج نماييم, آنگاه راس مقطع هاي زماني ثبت شده, زاويه ياب را بطرف محل هلال نشانه رويم. از آنجا که معمولا زاويه ياب ها قدرت بزرگنمايي هم دارند, مي توانيم, در صورت قابل رويت بودن, هلال را رصد نماييم. با اين روش مي توان اطمينان حاصل نمود که در افقي خاص هلال رؤيت پذير مي باشد, يا خير. براي اطمينان بيشتر مي توان پس از تعيين محل دقيق هلال توسط تيودوليت, با دوربين دو چشمي قوي, منطقه مزبور را جستجو نمود. گروه هاي تخصصي رؤيت هلال معمولا از اين ابزارها استفاده مي نمايند.

    بررسي امکان رؤيت هلال ماه شوال 1420 در شامگاه 29 رمضان

    ماه در شامگاه پنجشنبه 28 رمضان در ساعت 21:46 به وقت ايران1 , در مقارنه قرار مي گيرد. وضعيت ماه در مدار بيضي شکل خود, يک شبانه روز و 18 ساعت پس از اوج است. يعني قطر قرص ماه تقريبا به اندازه حداقل است. از نظر عرض دايره البروجي, ماه در نزديک گره نزولي خود قرار دارد, يعني حدود ساعت 8 صبح روز شنبه, ماه از گره نزولي خود عبور مي نمايد.
    وضعيت رؤيت را در شهرهاي قم, لندن و بشار در شرق الجزاير مورد بررسي قرار مي دهيم:

    1- شهر قم با عرض جغرافيايي 34 درجه و 39 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 50 درجه و 54 درجه شرقي
    زمان غروب آفتاب به وقت محلي: 17:10
    مشخصات ماه بهنگام غروب آفتاب
    سن هلال: 19 ساعت و 25 دقيقه
    مکث هلال: 37 دقيقه
    درصد روشن هلال: 6/0%
    درصد روشن نسبت به وقتي که قطر حداکثر باشد: 47/0%
    ارتفاع ماه: 6 درجه و 22 دقيقه
    نتيجه: از آنجا که مقدار روشن ماه بسيار کمتر از حدي است که تا کنون حتي با چشم مسلح هم رويت شده, قطعا هلال قابل رؤيت نيست.  

    2- شهر لندن با عرض جغرافيايي 51 درجه و 30 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 10 دقيقه غربي
    زمان غروب آفتاب به وقت محلي: 16:08
    مشخصات ماه بهنگام غروب آفتاب
    سن هلال: 21 ساعت و 52 دقيقه
    مکث هلال: 47 دقيقه
    درصد روشن هلال: 76/0%
    درصد روشن نسبت به وقتي که قطر حداکثر باشد: 59/0%
    ارتفاع ماه: 5 درجه و 16 دقيقه
    نتيجه: با توجه به درصد پايين روشن ماه و ارتفاع کمتر از حدي که تا کنون ماه رؤيت شده, رؤيت ممکن نيست.

    3- شهر بشار با عرض جغرافيايي 31 درجه و 37 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 2 درجه و 13 دقيقه غربي
    زمان غروب آفتاب به وقت محلي: 18:20
    مشخصات ماه بهنگام غروب آفتاب
    سن هلال: 23 ساعت و 5 دقيقه
    مکث هلال: 45 دقيقه
    درصد روشن هلال: 84/0%
    درصد روشن نسبت به وقتي که قطر حداکثر باشد: 66/0%
    ارتفاع ماه: 7 درجه و 56 دقيقه
    نتيجه: موقعيت هلال شبيه گزارش رويت آقاي محمد زاهد آرام از بيرجند است که قبلا به آن اشاره گرديد, با اين تفاوت که درصد روشن ماه کمتر, ولي ارتفاع آن بيشتر است. بنابراين هلال با چشم مسلح قابل رؤيت است و به احتمالي با چشم غير مسلح نيز قابل رؤيت باشد.  

    نتيجه نهايي: با توجه به تحليل فوق, هلال در آسيا, خاور ميانه و اروپاي شمالي قابل رؤيت نيست و تنها در اروپاي جنوب غربي و غرب آفريقا احتمال رؤيت مي رود.  


    1 اين مشخصات مربوط به هلال رجب 1416 است, که در مشهد, سمنان و تهران با چشم غير مسلح رؤيت شده است. اين هلال در قم نيز با چشم غير مسلح توسط ما رؤيت شد.
    1 براي دريافت گزارش مربوطه مي توانيد به گزارش رؤيت هلال ماه هاي قمري سالهاي 1416 که توسط آقايان محمد باقري, محمدرضا صياد و حسن طارمي راد, تهيه شده است, صفحه 15, مراجعه نماييد.
    2 براي دريافت گزارش مربوطه مي توانيد به گزارش رؤيت هلال ماه هاي قمري سالهاي 1417 که توسط آقايان محمد باقري, محمدرضا صياد و حسن طارمي راد, تهيه شده است, صفحه 21, مراجعه نماييد.
    1 در تعيين ساعت مقارنه به استخراج برنامه نجوم اسلامي اتکا شده است. جين ميوس در جدول خود ساعت 21 و 44 دقيقه و 40 ثانيه را زمان مقارنه دانسته است. نرم افزار تخصصي The Sky ساعت 21 و 45 و 47 ثانيه را زمان مقارنه دانسته است.
     
    قسمت یازدهم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    تقويم قمري

    قديمي ترين نوع تقويم, تقويم قمري است. از آنجا که با نگاه به شکل ظاهري ماه, بسادگي تاريخ روز, بدست مي آيد, در گذشته اين تقويم بسيار متداول بوده است. شروع ماه قمري با اولين غروبي است که هلال ماه در آن رؤيت مي گردد و هر ماه تا 29 يا 30 روز ادامه پيدا مي کند. از آنجا که طول متوسط ماه هلالي 5306/29 روز است, تعداد ماه هاي 30 روزه بيشتر از ماه هاي 29 روزه است. پيشگويي 29 يا 30 روزه بودن ماه بسادگي ممکن نيست. زيرا رؤيت شده يا نشدن هلال بستگي به عوامل پيچيده اي دارد که محاسبه آنها براي همه ميسور نيست.
    تقويم تطبيقي به تقويمي گفته مي شود که در صدد تبديل دو يا چند گونه تقويم مختلف به يکديگر باشد. مثلا تطابق تقويم هاي شمسي, قمري و ميلادي در يک تقويم تطبيقي انجام مي گردد. دسترسي به تقويم تطبيقي مي تواند نقش مؤثري در مطالعات تاريخي داشته باشد. در اين راستا نوشتن تقويم هاي تطبيقي که تقويم قمري را به شمسي يا ميلادي تبديل نمايد, کار دشواري است, زيرا تعيين 29 يا 30 روزه بودن ماه ها در گذشته هاي دور, بسادگي قابل دسترسي نيست. بهترين الگويي که براي به نظم کشانيدن تقويم قمري پيشنهاد گرديده است, انتخاب يک دوره سي ساله با ماه هاي يکي در ميان 29 و 30 روزه است. در اين دوره, 11 سال کبيسه موجود خواهد بود. سال کبيسه سالي است که ذوالحجه آن برخلاف اصل يکي در ميان بودن ماه هاي 29 و 30 روزه, مانند ذوالقعده, 30 روزه باشد. بنابراين طول سالهاي عادي 354 روز و طول سال هاي کبيسه 355 روزه خواهد بود. در اين تقويم 29 يا 30 روزه بودن هيچ ماهي به دقت تعيين نمي شود و فقط مي توانيم در مجموع تقويم نسبتا صحيحي داشته باشيم. چنانچه بيان شد, از آنجا که طول ماه متوسط هلالي به ميزان 0306/0 روز بيش از 5/29 روز است, بنابراين با نظام يکي در ميان 29 و 30 روزه در هر سال کسري از روز زياد مي آيد و مجموع اين کسر روز ها در سي سال تقريبا معادل 11 روز مي شود.

    کسر اضافه از روز براي هر سال 3672/0 = 12 * 0306/0
    روز اضافه در هر دوره سي ساله 016/11 = 30 * 3672/0

    بنابراين در هر 2000 سال تقريبا يک روز خطا در اين سيستم تطبيقي بوجود مي آيد, که قابل اغماض است.

    روز 056/1 = 016/0 * (30/2000)


    همانطور که اشاره شد, مشکل اين تقويم آنست که 29 يا 30 روزه بودن هر ماه مشخص را نمي تواند تعيين نمايد ولي مي تواند در مجموع نزديکترين مقياس تخميني را در اختيار ما قرار دهد.
    با استفاده از قابليت هاي روز افزون رايانه, برنامه نجوم اسلامي در تقويم تطبيقي خود, براي اولين بار تقويم تطبيقي دايمي با محاسبات کامل را در اختيار کاربران قرار داده است. در اين تقويم 29 يا 30 روزه بودن هر ماه قمري طبق افق منطقه اي مشخص, با محاسبه حالات ماه در آن منطقه و در آن تاريخ به دقت انجام مي شود. مي توان با مقايسه برخي از وقايع تاريخي مستند, به دقت بالاي اين برنامه در محاسبه تقويم تطبيقي پي برد.
    1  

    مساله اتحاد يا اختلاف آفاق

    يکي از مسايلي که در تقويم قمري مطرح شده است, مساله اتحاد يا اختلاف تقويم قمري در سطح کره زمين است. به اين معني که آيا اگر هلال اول ماه در يک نقطه از کره رؤيت شود, براي نقاط ديگر که در شب با آن نقطه مشترکند نيز, ماه جديد شروع مي شود, يا نه؟ اين مساله خصوصا در عصر حاضر با فزوني عرصه ارتباطات جهاني مطرح شده است. قبل از ورود به بحث, دو نکته را متذکر مي شويم:
    1. اصطلاح اتحاد يا اختلاف آفاق, اصطلاح گمراه کننده اي است, زيرا طبق هر دو مبنا, شروع ماه قمري از يک مقطع در کره زمين انجام مي شود و براي مقاطع ديگر ادامه مي يابد. يعني از اولين غروب آفتابي که رؤيت در آن انجام مي شود, تا مدت يک برهه گردش زمين, ادامه پيدا مي کند. در حقيقت بنابر هر يک از مبناها, ما از يک حيث اتفاق و از حيث ديگري اختلاف در آفاق داريم. يعني از اين جهت که غروب آفتاب ها پيوسته است, و پس از اولين رؤيت, آفاق جديد, ‏پي در پي هلال را رؤيت مي کنند, اتحاد افق, و از اين جهت که بالاخره در حين اولين رؤيت, مناطق غربي تر هنوز در روز آخر ماه سابق هستند, اختلاف در افق داريم. تنها تفاوت دو قول, مبدا شروع ماه قمري است. در قول به اتحاد آفاق, مبدا شروع, شرقي ترين نقطه اي است که با افق اولين رؤيت در شب, مشترک است و از آن پس مناطق ديگر به تدريج وارد ماه جديد مي شوند, ولي در قول به اختلاف آفاق, مبدا شروع, همان محل اولين رؤيت است. بنابراين مدت استيعاب اول ماه براي همه کره زمين, طبق قول اتحاد, حدود 12 ساعت و طبق قول اختلاف, حدود 24 ساعت خواهد بود.
    2. مساله اتحاد و اختلاف آفاق در تقويم شمسي هم مطرح است. زيرا براي تعيين روز نوروز, زمان دقيق ورود خورشيد به اعتدال بهاري, با زمان عبور خورشيد از نصف النهار مقايسه مي شود, اگر زمان اعتدال بهاري قبل از عبور خورشيد بود, همان روز, روز يکم فروردين وگرنه روز بعدي روز يکم فروردين خواهد بود.
    2 بنابراين مناطق مختلف در روز نوروز متفاوت مي شوند.

    دلايل اتحاد آفاق

    مي توان دلايلي را که براي اتحاد آفاق ذکر مي شود, به سه بخش عمده تقسيم نمود, ما به اختصار به توضيح هر دليل و نقدي بر آن مي پردازيم:  

    1. دلايل نجومي و تحليل ماه قمري:

    مرحوم آقاي خويي در آخر رساله "المسايل المنتخبه", تحت عنوان "تفاصيل ثبوت الهلال", مي فرمايند که: "ماه هاي قمري براساس حرکت ماه و وضعيت آن نسبت به خورشيد, شروع مي شود. ماه در پايان گردش خود وارد منطقه شعاع خورشيد مي شود و در اين حال, که محاق ناميده مي شود, از هيچ نقطه از کره زمين قابل رؤيت نيست. پس از خروج ماه از اين حالت و امکان رؤيت آن, ماه قمري پايان مي يابد و ماه ديگري شروع مي شود."
    ايشان در مورد اينکه به چه دليل, شروع ماه قمري را خروج ماه از تحت الشعاع گرفته اند, توضيح بيشتري نداده اند. ولي اين مبنا قطعا خلاف تاريخ بشر در استفاده از تقويم قمري است. در جوامع ابتدايي, مانند جامعه مدينه النبي (ص) در زمان ظهور اسلام, آيا تصور تقويمي با چنين مبداي ممکن است. بلي در عصر کامپيوتر با دسترسي به محاسبات پيچيده نجومي, مي توان چنين تقويمي تاسيس نمود. ايشان در ادامه مي افزايند: واضح است که خروج ماه از اين حالت در مدار خود, به وضعيت ناظر بستگي ندارد و واقعيتي خارجي است که براي تمام آفاق واحد است. گرچه فرمايش ايشان در اين زمينه کاملا صحيح است, زيرا چنانچه گذشت, مفاهيمي همچون مقارنه, خسوف, اعتدالين و انقلابين, ربطي به موقعيت ناظر در زمين ندارند, اما مبدا ماه قمري, طبق ادله متعدده تاريخي و روايي, رؤيت هلال است, و رؤيت کاملا بستگي به موقعيت ناظر روي زمين دارد.  

    2. دلايل روايي:

    ايشان در ادامه, به ذکر رواياتي مي پردازند که اقامه بينه بر رؤيت را در هر شهري که باشد, براي اثبات هلال, کافي مي داند. مشکلي که جلوي استناد به اين روايات را مي گيرد, آنست که مسافات و مناطق, در نظر سايل و مخاطب امام (ع) و کلا در عرف آن زمان, شهرهاي مناطق اسلامي هم جوار که اطلاع از رؤيت به صورت متعارف از آنها ممکن باشد, بوده است. ما نمي توانيم اين اطلاق را حتي به شهرهاي موجود در قاره آمريکا تسري دهيم!  

    3. دلايلي که در ابواب ديگر فقه دلالت بر اتحاد افق مي کنند:

    پس از آن ايشان به دلالت شواهدي مانند دعاي قنوت نماز عيد, که در آن عبارت "هذا اليوم" آورد شده است و ظهور اينکه ليله القدر, شب واحدي در کل کره زمين است, استناد مي نمايند.
    با ذکر مقدمه اي که در ابتداي کلام آورديم, مشخص مي شود بنابر هر دو قول اتحاد و اتفاق, ما يک روز ثابت به عنوان روز عيد و يک شب ثابت به عنوان ليله القدر نداريم. بلکه بخاطر کروي بودن زمين, مناطق مختلف از حيث شب و روز باهم در تقابلند. بنابراين بايد ادله اي از اين قبيل در هر صورت, حمل به افق همان شخص شود. مثلا وقتي گفته مي شود که در هنگام زوال, درهاي آسمان گشوده مي شود, واضح است, که زوال هر منطقه براي خودش لحاظ شده است.
      در نهايت به ذکر اشکال مهمي که به مبناي اتحاد افق وارد مي شود مي پردازيم:

    بيان اشکال

    حتي طبق نظريه اتحاد آفاق, واضح است که رؤيت در بلد, شرعا به عنوان اماره خروج ماه از تحت الشعاع جعل شده است. پيامبر اکرم (ص) و ايمه معصومين (ع) براي شروع ماه به اين اماره تمسک مي نموده اند و همه مسلمانان تا قبل از اختراع تلگراف و تلفن, راه ديگري جز اتکا به اين اماره نداشته اند. در صورتيکه با توجه به کروي بودن زمين و حرکت ماه در مدار خود به گرد زمين, واضح است که اگر ماه در يک افق ديده نشود, بالاخره در آفاق غربي تر, قابل رؤيت خواهد بود. بنابراين در بسياري از موارد, اماره رؤيت, منعکس کننده واقع نخواهد بود و در نتيجه بسياري از اعمالي که مؤمنين طبق اين اماره قبل از عصر ارتباطات انجام داده اند, از ديد واقعي خارج از وقت بوده است. در صورتيکه در مواردي مانند روزه آخر ماه شعبان, شارع مي توانسته است که با جعل احتياط, جلوي اين فوت مصلحت واقعيه را بگيرد, باز اين کار را انجام نداده است و معصومين (ع) هم اعمال خود را طبق همين اصل انجام مي داده اند.
    پس جعل رؤيت به عنوان اماره, کشف از اين مي کند که خود رؤيت بايد نقشي در شروع ماه قمري داشته باشد.


    1 براي آزمايش مي توانيد روايت 1 از باب 9 از ابواب احکام شهر رمضان در وسايل الشيعه جلد 7 را با برنامه نجوم اسلامي تطبيق نماييد!
    2 مراجعه نماييد به تقويم تطبيقي 1500 ساله تاليف آقايان دکتر ايرج ملک پور و محمدرضا صياد, انتشارات دانشگاه تهران.
     
    قسمت دوازده
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
     

    بخش دوم: اثبات هلال از منظر فقهي

    ويَسألونَکَ عَنِ الاهِلّه قُل هِيَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَالحَجّ1

    از آنجا که شارع مقدس تقويم هلالي را براي اداي وظايف شرعي به رسميت شناخته است, بخش مهمي از تکاليف الهي به مساله رؤيت هلال گره خورده اند. اين وابستگي باعث شده است که مسايل مربوط به هلال, بخش قابل توجهي از کتب فقهي را به خود اختصاص دهند. ما در بخش اول از اين کتاب, به اين نتيجه رسيديم که دانش نجوم جديد در غالب موارد مي تواند حکم قطعي نمايد که هلال, رؤيت شدني است يا امکان رؤيت آن وجود ندارد. اکنون در اين بخش, ارزش فقهي اين احکام قطعي نجومي را مورد کنکاش قرار مي دهيم. در اين راستا به بررسي ادله و فتاوي فقهي در زمينه رؤيت هلال مي پردازيم:
  • در اولين فصل مي بينيم که آيا نهي شرعي مستندي از قبول قول منجمان وارد شده است؟
  • در فصل دوم ارزش قول منجمان در اثبات شرعي رؤيت هلال را مورد بحث قرار مي دهيم؛
  • در سومين فصل ارزش فقهي خبر بَيّنه (دو شاهد عادل) را, در موردي که منجمان حکم قطعي به عدم امکان رؤيت هلال مي کنند, بررسي مي کنيم؛
  • در فصل چهارم به بررسي "تَطَوُّق" و "ظِلُّ الرؤس" به عنوان دو نشانه براي هلال مي پردازيم؛
  • در پنجمين فصل مساله اتحاد يا اختلاف آفاق را مورد بحث قرار مي دهيم؛
  • و بالاخره در فصل ششم به وضعيت تقويم هلالي در مناطق قطبي مي پردازيم.  
    در اينجا به عنوان مقدمه بحث, بخشي از کتاب شريف عُروه الوثقي را نقل مي نماييم:

    "فصل در مورد راه هاي اثبات هلال ماه هاي رمضان و شوال براي روزه و افطار؛ اين راه ها عبارتند از:
    اول: خود مکلف هلال را رؤيت نمايد.
    دوم: تواتر.
    سوم: شيوع [خبر رؤيت] به حدي که موجب يقين شود و همچنين هر چيزي, اگر چه بضميمه قراين, موجب يقين شود, پس اگر با يکي از اين راه ها براي کسي يقين [به رؤيت هلال] ايجاد شود, واجب است به يقين خود عمل نمايد, اگرچه هيچکس با او موافقت نکند, حتي اگر نزد حاکم شرع شهادت دهد و حاکم, شهادت او را رد کند [باز وظيفه او آنست که طبق يقين خود عمل نمايد].
    چهارم: سپري شدن سي روز از رؤيت هلال ماه شعبان يا گذشتن سي روز از هلال ماه رمضان که در صورت اول روزه و در صورت دوم افطار واجب مي شود.
    پنجم: بَيّنه شرعيّه و آن خبر دو مرد عادل است, خواه نزد حاکم شرع شهادت داده باشند و او قبول نموده باشد يا اصلا نزد او شهادت نداده باشند يا شهادت داده باشند و او شهادتشان را نپذيرفته باشد. پس هر کسي که دو مرد عادل نزد او شهادت دادند براي او جايز, بلکه واجب است که به شهادت آنها در مورد روزه يا افطار عمل نمايد. در مورد عمل به بَيّنه فرقي نمي کند که شهادت دو مرد عادل در مورد همان شهر باشد يا در مورد خارج از آن شهر و تفاوتي نمي کند که در آسمان مانعي از رؤيت هلال باشد يا نباشد. آري لازم است که دو نفر در اوصاف هلال باهم توافق داشته باشند, پس اگر در اين مورد اختلاف داشته باشند, شهادتشان معتبر نيست ولي اگر بدون ذکر اوصاف, شهادت دهند يا يکي با قيد اوصاف شهادت دهد و ديگري بدون ذکر اوصاف, کافي است. [از طرف ديگر] لازم نيست که دو نفر در يک ساعت رؤيت کرده باشند, بلکه کافي است که هردو در يک شب هلال را ديده باشند. [در نهايت لازم به ذکر است که] شهادت زنان و شهادت يک مرد به تنهايي اگرچه قسم هم بخورد, کفايت نمي کند.
    ششم: حکم حاکم شرع در صورتيکه يقين به اشتباه او يا اشتباه دليل حکمش نداشته باشيم مثلا اگر به شيوع غير يقيني خبر رؤيت استناد کند [و ما بدانيم که اين شيوع, مستند به دليل غير قابل قبولي است].
    هلال به گفته منجمان ثابت نمي شود و همچنين از اينکه ماه بعد از شفق غروب نمايد, امکان رؤيت در شب گذشته ثابت نمي شود, چنانچه رؤيت هلال قبل از ظهر روز سي ام, اول ماه بودن آن روز را اثبات نمي نمايد, همينطور هيچ دليل ظنّي ديگري اگرچه موجب ظنّ قوي باشد, نمي تواند قابل رؤيت بودن هلال را ثابت کند, مگر براي شخص اسير يا زنداني [که راهي براي تحصيل يقين ندارند]."
    1
    از گفتار نقل شده سه نتيجه گرفته مي شود که به ترتيب در فصول اول تا سوم به بسط اين نتايج مي پردازيم:
    1 - اينکه در فتاوي گفته مي شود که هلال طبق گفته منجمان ثابت نمي گردد, بخاطر اينست که گفته آنان در زمره دلايل ظنّي غير يقيني قرار داده شده است, وگرنه بطلان گفته منجمان به خودي خود, عنوان فتاوي نيست و اگر در زماني پيش بيني آنان يقين آور شود, مانند ديگر راه هاي اثبات هلال معتبر خواهد بود.
    2 - چنانچه در ابتداي بحث در مورد شيوع خبر رؤيت هلال, تصريح شده است, به صورت کلي مي توان ادعا نمود هر راهي که يقين آور باشد, مي تواند در شمار يکي از راه هاي اثبات هلال قرار گيرد. بنابراين شارع مقدس, يقيني را که از راه هاي خاصي بدست آمده باشد, حجت قرار نداده, بلکه هر طريقي که موجب يقين شود, معتبر است, اگرچه گفته منجمان باشد.
    3 - چنانچه در راه ششم اثبات هلال يعني حکم حاکم, تصريح شده و در راه هاي سوم و چهارم به آن اشاره شده است, اگر مفاد هرکدام از راه هاي اثبات هلال مخالف با يقيني باشد که از جاي ديگر براي مکلف پديد آمده است, آن راه, طريقيت خويش را از دست خواهد داد. مثلا اگر در مورد قيام بَيّنه, از گفته منجمان قطع به عدم امکان رؤيت ايجاد شود, شهادت بَيّنه فاقد ارزش مي شود.      

    فصل اول

    نهي از قبول پيش گويي منجمان

    وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجمِ هُم يَهتدونَ1

    در جاي جاي منابع روايي و فقهي, جملاتي در تکذيب و تکفير منجمان و عدم اعتبار گفتار آنان به چشم مي خورد, به گونه ايکه در نگاه اول, پنداشته مي شود که پيش گويي هلال در دانش نجوم جديد نيز مشمول جملات مذکور است. در اين فصل به تحليل روايات معصومين عليهم السلام و سپس فتاواي فقهي در رابطه با منجمان مي پردازيم تا مقصود اصلي از اين جملات روشن شود.

     

    روايات وارد شده در تکذيب منجمان

    اين روايات را مي توان به دو گروه تقسيم کرد؛ گروه اول رواياتي است که بطور مطلق عقايد و گفتار هاي منجمان را مخدوش دانسته و گروه دوم رواياتي است که در مورد پيش گويي هلال توسط منجمان وارد شده است.

    گروه اول:

    به عنوان نمونه پنج روايت از اين گروه نقل مي نماييم:
    1 - مرحوم محقق حلي در کتاب معتبر و مرحوم علامه حلي در کتاب تذکره و شهيد اول و ثاني از پيامبر اکرم (ص) به صورت مرسل نقل مي کنند که: "هرکه کاهن يا منجمي را تصديق نمايد به آنچه بر محمد (ص) نازل شده کافر است."
    2
    2 - مرحوم صدوق در کتاب خصال از نصر بن قابوس از امام صادق (ع) نقل مي کند که فرمودند: "منجم ملعون است و کاهن ملعون است و ساحر ملعون است و زن آوازه خوان ملعون است و هر که او را جاي دهد ملعون است و کسي که از کسب او ارتزاق کند ملعون است."
    1
    3 - مرحوم طبرسي در احتجاج از هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل مي کند که ايشان در جواب زنديقي که پرسيده بود نظرتان در مورد علم نجوم چيست, مي فرمايند: "آن علمي است که منافعش اندک و مضراتش بسيار است. قضا و قدر توسط نجوم دفع نمي شود و وقايع ناخوشايند قابل جلوگيري نيست. اگر منجم از بلايي [که بايد به او برسد] آگاه شود, جلوگيري از قضاي الهي موجب نجات او نمي گردد, چنانچه اگر از خيري که بناست به او برسد آگاه شود, نمي تواند آنرا جلو بيندازد و اگر بدي به او برسد امکان جلوگيري از آن را ندارد. منجم با علم خود, با اين پندار که مي تواند قضاي الهي را از مردم دفع کند, به ضديت با خداوند پرداخته است."
    2
    4 - مرحوم سيد رضي در نهج البلاغه نقل مي کند که مولي الموحدين امير المؤمنين مي فرمايند: ".... اي مردم شما را از فراگيري نجوم برحذر مي دارم, مگر آنچه که موجب راهيابي در دريا و خشکي باشد, زيرا نجوم منجر به کهانت مي شود و کاهن مانند ساحر است و ساحر مانند کافر است و کافر در آتش جهنم جاي دارد...."
    3
    5 - مرحوم صدوق در کتاب فقيه نقل مي کند که عبد الملک بن اعين گفت: "به امام صادق (ع) عرض کردم: من به اين علم [نجوم] مبتلا شده ام, هرگاه قصد کاري مي کنم در طالع نظر مي کنم, اگر طالع بد ديدم از آن باز مي مانم و اگر طالع نيک ديدم در پي آن کار مي روم. به من فرمودند: [طبق اين امور] حکم مي کني؟ گفتم بلي. فرمودند: کتاب هايت را بسوزان."
    1
    بر کسي که در متون اين روايات دقت کند, پوشيده نيست که علم نجومي که از آن نهي شده است, آن علمي است که از حالات مختلف ستارگان, خير و شر و طالع نيک و بد در حوادث و وقايع را بدست مي دهد, نه آن علمي که تنها با استفاده از قوانين طبيعي که توسط خداوند متعال بر جهان حاکم شده است, موقعيت فيزيکي اجسام سماوي را مورد بررسي قرار مي دهد. مرحوم شيخ مرتضي انصاري در اين مورد مي فرمايد: "ظاهرا خبر دادن از اوضاع فلکي که مبتني بر حرکت ستارگان است, مانند ماه گرفتگي که در پي قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد, پديد مي آيد و خورشيد گرفتگي که از قرار گرفتن ماه بين زمين و خورشيد, پديد مي آيد و مانند اينها حرام نيست و پيش گويي اين امور جايز است...."
    2
    بنابراين اگر کسي با استناد به اين روايات در پي بي ارزش نمودن استنتاجات نجوم جديد باشد, در ورطه يک مغالطه بين دو معني مشترک لفظي گرفتار شده است. زيرا علم نجوم به معنايي که در زمره سحر و کهانت قرار مي گيرد, بي اعتبار شناخته شده است, نه به معنايي که آن را داخل در علوم تجربي و رياضي مي نمايد. به اين تفکيک در حديث چهارم نيز اشاره شده است. از اين گذشته محاسبات نجومي مانند: يافتن جهت قبله, تعيين اوقات نماز, محاسبه فصول سال و يافتن موقعيت ماه براي تعيين اينکه ماه در صورت فلکي عقرب قرار گرفته است يا نه, قطعا جايز است بلکه مقدمه انجام تکاليف شرعي است. پس نمي توان ادعا کرد: مقصود از منجم, هنگامي که گفته مي شود: "منجم کافر است.", کسي است که اين محاسبات را انجام مي دهد.

    گروه دوم

    رواياتي است که بالخصوص در مورد مساله پيش گويي هلال وارد شده است, از اين گروه تنها يک روايت يافته ايم که به نقل آن مي پردازيم:
    مرحوم شيخ طوسي در کتاب تهذيب نقل مي کند که ابو عمر به امام (ع) مي نويسد که: "مولاي من گاهي اتفاق مي افتد که هلال ماه رمضان براي ما مشکل ايجاد مي کند, در حاليکه هيچ مانعي در آسمان وجود ندارد ما هلال را رؤيت نمي کنيم, و مردم روزه نمي گيرند و ما هم مانند آنان عمل مي کنيم [يعني آن روز را روز سي ام شعبان قرار مي دهيم] و گروهي از اهل حساب (آشنايان به محاسبات اوضاع ماه) به ما مي گويند که هلال در همان شب در مصر و آفريقا و اندلس ديده خواهد شد. مولاي من آيا حرف اهل حساب در اين مساله قابل قبول است, تا در مناطق مختلف, تکليف شرعي تفاوت کند و روزه اهالي آن مناطق با روزه ما و افطارشان با افطار ما اختلاف داشته باشد؟" پس امام (ع) در جواب مرقوم فرمودند: "از شک در هلال, روزه واجب نمي شود (در يوم الشک روزه نگير), با رؤيت [هلال] افطار کن و با رؤيت [آن] روزه بگير."
    1
    اين روايت شريفه ممکن است گوياي حکم رؤيت در شهرهاي مختلف باشد (مساله اتحاد يا اختلاف آفاق) که در فصل پنجم مطرح خواهد شد و به بحث فعلي ارتباط ندارد و ممکن است بي اعتباري محاسبه در مورد هلال را بيان کند که به موضوع بحث ما مربوط مي شود.
    در اين روايت لفظ منجم به کار نرفته, تا بحثي در معناي آن داشته باشيم, بلکه مستقيما از لفظ "حُسّاب" به معني محاسبه کنندگان استفاده شده است. از طرف ديگر موضوع روايت, دقيقا پيشگويي هلال است. بنابراين ممکن است پنداشته شود که پيشگويي هلال در نجوم جديد هم, با استناد به اين روايت, بدون اعتبار است. ولي با کمي دقت در مي يابيم آنچه که امام (ع) از آن نهي نموده اند, محاسبات نجومي نيست, بلکه عمل کردن به شک است و گفته محاسبه کنندگان در آن زمان, يکي از مصاديق شک بوده است. اما هم اکنون که علم نجوم مي تواند بطور يقيني و بدون شک, هلال را محاسبه نمايد, قطعا مشمول روايت شريفه نيست.
    با مطالعه اين دو گروه از روايات به اين نتيجه مي رسيم که از منظر روايي, اگر يقيني از گفته منجمان در مورد هلال پديد آيد, با طرق يقيني ديگر, تفاوتي نمي کند.

    بررسي فتاواي فقها در مورد بي اعتباري گفته منجمان

    در کتب فقهي اصحاب ما, رضوان الله تعالي عليهم, در کتاب الصوم در بحث هلال, معمولا جملاتي همچون "گفتار منجمان اعتباري ندارد...." و "هلال به گفته منجمان ثابت نمي شود...." به چشم مي خورد. اما اين جملات همگي, به گفته منجمان, به عنوان يکي از مصاديق شک در رؤيت هلال, نظر دارد و پيشگويي هاي نجوم جديد, موضوعا از بحث آنان خارج است. در اينجا به ذکر دو نمونه اکتفا مي کنيم:
    1- مرحوم محقق حلي در کتاب معتبر مي فرمايد: "اعتماد کردن بر گفته منجم [در اثبات هلال] جايز نيست, زيرا گفتار او مبتني بر قواعد ظنّي و حدسي است که موارد خطاي آن بيش از موارد صحت آنست..."
    1
    پر واضح است که قوانين جزمي نجوم رياضي در عصر حاضر مشمول کلام مرحوم محقق نمي شود. بلکه اين کلام ناظر به نجوم عصر محقق هم نيست و فقط شامل اعتقادات عامه مردم در مورد هلال است وگرنه گمان نمي رود محقق حلي اين کلمات را در مورد منجمين بنام معاصر خود, همچون مرحوم خواجه نصير الدين طوسي, ايراد نموده باشد!
    2 - مرحوم شهيد ثاني در مسالک, در شمار دلايل بي اعتباري پيش گويي منجمان مي فرمايد: "... و همچنين تقويم نويسان, اول ماه به معني امکان رؤيت هلال را, تعيين نمي کنند, بلکه اول ماه, به معني خروج ماه از مقارنه (ماه نجومي) را محاسبه مينمايند. گرچه اين محاسبه در مسايل نجومي کاربرد دارد ولي نشان دهنده امکان رؤيت هلال نيست, زيرا چنانچه خودشان مي گويند غالبا هلال در اولين شب پس از خروج از محاق ديده نمي شود, بلکه ممکن است در شب دوم و گاهي در شب سوم هم ديده نشود. ولي شارع, احکام شرعيه را مبتني بر رؤيت هلال نموده نه مبتني بر خروج ماه از مقارنه. (يعني ماه هلالي معتبر است نه ماه نجومي)"
    1
    شبيه اين عبارت در کتاب مدارک
    2
    نيز آمده است. چنانچه در بخش اول گذشت, همانطور که زمان دقيق مقارنه ماه و خورشيد, همواره قابل محاسبه است, زمان امکان رؤيت هلال نيز, در غالب موارد قابل محاسبه است, گرچه اين محاسبه در شرايط فعلي نمي تواند تمام موارد را پوشش دهد, ولي ادعاي ما آنست که: در مواردي که منجمان با محاسبات يقيني, امکان يا عدم امکان رؤيت هلال را اثبات مي نمايند, گفته آنان حجيت شرعي دارد. اين ادعا با عبارت مرحوم شهيد ثاني هيچ تعارضي ندارد.
    در مجموع مي توانيم از آنچه در اين فصل مطرح شد نتيجه بگيريم: عمل به پيش بيني هاي يقيني نجومي, نه در روايات و نه در کلمات فقها, مورد نهي شرعي قرار نگرفته است. بلکه تنها عمل به پيش بيني هاي حدسي و ظنّي فاقد اعتبار است.

     


    1 سوره بقره, آيه 189. ترجمه: "از تو در مورد شکل هاي مختلف ماه مي پرسند, بگو آنها نشانه هاي اوقات زمان براي [امور] مردم و حج است."
    1 مرحوم سيد کاظم طباطبايي, العروه الوثقي, فصل 12 کتاب الصوم, سفحه 370
    1 سوره نحل, آيه 16. ترجمه: "[و بر روي زمين] علامت هايي [قرار داد] و بوسيله ستارگان راهيابي مي کنند."
    2 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 11 از باب 24 از ابواب ما يکتسب به, جلد 12 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "جعفر بن الحسن المحقق في (المعتبر) والعلامه في (التذکره) والشهيدان قالوا: قال النبي (ص): من صدق کاهنا او منجما فهو کافر بما انزل علي محمد(ص)."
    1 همان, روايت 7. متن اصلي: "عن نصر بن قابوس قال سمعت اباعبدالله (ع) يقول: المنجم ملعون والکاهن ملعون والساحر ملعون والمغنيه ملعونه ومن آواها ملعون وآکل کسبها ملعون."
    2 همان, روايت 10. متن اصلي: "احمد بن علي بن ابيطالب الطبرسي في الاحتجاج عن هشام بن الحکم عن ابيعبدالله (ع) في حديث ان زنديقا قال له: ما تقول في علم النجوم؟ قال هو علم قلت منافعه وکثرت مضاره, لايدفع به المقدور ولايتقي به المحذور. ان خبر المنجم بالبلاء لم ينجه التحرز من القضاء, وان خبر هو بخير لم يستطع تعجيله وان حدث به سوء لم يمکنه صرفه, والمنجم يضاد الله في علمه بزعمه انه يرد قضاء الله عن خلقه."
    3 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 8 از باب 14 از ابواب آداب السفر الي الحج و غيره, جلد 8 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "محمد بن الحسين الرضي الموسوي في نهج البلاغه قال قال اميرالمؤمنين (ع) ... ثم اقبل - عليه السلام - الي الناس وقال : ايها الناس اياکم وتعلم النجوم الا ما يهتدي به في بر او بحر, فانها تدعو الي الکهانه والکاهن کالساحر والساحر کالکافر والکافر في النار...."
    1 همان, روايت 1. متن اصلي: "محمد بن علي بن الحسين باسناده عن عبدالملک بن اعين قال: قلت لابي عبدالله (ع): اني قدابتليت بهذا العلم فاريد الحاجه فاذا نظرت الي الطالع ورايت الطالع الشر جلست ولم اذهب فيها, واذا رايت طالع الخير ذهبت في الحاجه, فقال لي تقضي؟ قلت نعم. قال: احرق کتبک."
    2 مرحوم شيخ مرتضي انصاري, کتاب المکاسب, المکاسب المحرمه, صفحه 25 از چاپ خط طاهر خوشنويس
    1 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 1 از باب 15 از ابواب احکام شهر رمضان, جلد 7 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن الحسن الصفار عن محمد بن عيسي قال: کتب اليه ابوعمر اخبرني يا مولاي انه ربما اشکل علينا هلال شهر رمضان ولانراه ونري السماء ليست فيها عله ويفطر الناس ونفطر معهم ويقول قوم من الحساب قبلنا: انه يري في تلک الليله بعينها بمصر وافريقيه والاندلس هل يجوز يا مولاي ما قال الحساب في هذا الباب حتي يختلف العرض(الفرض ظ) علي اهل الامصار فيکون صومهم خلاف صومنا وفطرهم خلاف فطرنا؟ فوقع لا صوم من الشک (في المصدر: لاتصومن الشک) افطر لرؤيته و صم لرؤيته."
    1 محقق حلي, المعتبر, جلد 2, صفحه 688
    1 مرحوم شهيد ثاني, المسالک, جلد 1, صفحه 60 , ترجمه با کمي تصرف انجام شده است.
    2 مرحوم سيد محمد عاملي, مدارک الاحکام, جلد 6 , صفحه 176
  • + نوشته شده در 86/10/26ساعت 18:18 توسط محمدرضاضیاءمحمد ابراهیم پور |


    MY NASA