تبليغاتX
NASA - در آمدي بر اختر شناسي

NASA

National Aeronautics and Space Administration

چرا بايد به دانش اخترشناسي توجه کرد؟

تصور کنيد فرصتي براي شما به دست آمده تا شبي را به دور از نورهاي آلوده کننده نور شهر و آلودگيهاي هوا در زير آسماني صاف و پر ستاره سپري کنيد.
از ابتداي غروب منظره اي شگفت و هيجان انگيز در برابر ديدگان شما شکل مي گيرد و گويي صفحه آسمان به صحنه اي براي نقش آفريني بسياري از زيباييهاي خلقت در برابر چشمان شما بدل مي گردد.
در ابتدا با کاهش ارتفاع خورشيد، بازي نورها در افق غربي و شرقي آغاز مي شود. رنگهاي بديعي از نارنجي گرفته تا بنفش هر لحظه گوشه اي از آسمان را رنگ آميزي مي کند و دقايقي بعد آسمان چهره اي کبود به خود مي گيرد تا درخشانترين اجرام سماوي به نورافشاني بپردازند. سيارات و ستاره هاي پرنور در حاليکه هنوز آسمان شب تيرگي کامل خود را هويدا نکرده است آشکار مي شوند تا با گذشت دقايقي فرصت به رخ نمايي ستاره هاي کم نورتري برسد که از شرق تا غرب آسمان را فرش کرده اند. مفهوم آسمان پر ستاره شب در زير چنين آسماني است که رنگ واقعيت به خود مي گيرد و انسان احساس شکوهمندي از عظمت کيهان را درک مي کند . منظره اي با شکوه که لحظه اي در يک حالت باقي نمي ماند و هر لحظه ظاهار متفاوتي به خود مي گيرد. در طول شب هر از چند گاهي شهابي نوراني سينه شب را مي شکافد و چون تيري که از چله کمان رها شده باشد گوشه اي از آسمان را نوراني مي کند. در طول شبهاي مختلف هم اين منظره با عظمت تغيير ظاهر مي دهد . برخي شبها هلال بزرگ و زيبايي از جرمي نوراني گوشه اي از آسمان را زينت مي دهد و با گذشت ايام هلال به تربيع و از تربيع به بدر تبديل مي شود و بار ديگر از آن مي کاهد تا چند روزي را در آسمان ناپديد گردد. هر از چندگاهي اشباحي وهم انگيز در گوشه اي از آسمان ظاهر مي شوند و ذهن و چشم انسان را مجذوب خود مي کنند.گاهي ماه کامل تيره مي شود وگاهي خورشيد در ميانه روز تاريک مي گردد. گاهي ستاره اي يا سياره اي در پشت ماه پنهان مي شود و گاهي ....

روايت فوق داستاني ادبي نيست. واقعيتي است که عاشقان آسمان در هر شب رصدي خود با آن روبرو مي شوند و هر بار به عشق ديدن دوباره چنين جلوه بي نظيري صدها کيلومتر از محل زندگي خود دور مي شوند تا آسماني را بيابند که اين شکوه را هرچه بيشتر نمايان سازد. اما هيجان انگيزترين بخش اين داستان واقعي آنجا است که مي دانيم اين همان منظره اي است که تمامي اجداد ما درپيش چشمان خود مي ديده اند و به آن مي انديشيده اند . انسان نخستين از چند صد هزار سال پيش، زماني که از فعاليتهاي روزانه فارغ مي شد ، در کنار غارش يا از فراز درختان جنگل محل سکونتش اين شکوه بي نظير را مي ديد و در آن حس بي مانندي از شکوه و را مي يافت و در دل او همزمان دو حس متفاوت شکل مي گرفت. ترس و شکوه .
ترس از عظمت بي نظيري که بر فراز سر او به نمايش در آمده است و آن قدر از او دور است که حتي بلند ترين کوهستانها هم نمي تواند او را اندکي به اين بزرگ دست نيافتني نزديک کند و شکوه از اين همه زيبايي که اطراف او را فرا گرفته و بدون توجه به تفاوتهاي ذهني که آدميان ميان خود رسم کرده اند به يکسان همه را زيريک چتر جمع کرده است.
شايد به همين دليل بود که در دوره نخستين، نگاه و توجه به آسمانها با آيينهاي ابتدايي پيوند خورد. امروزه به باور اسطوره شناسان بزرگ و مورخان تاريخ مذاهب جهان ، هيچ آيين کهني را نمي توان يافت که در آن آسمان و توجه به آن و در نتيجه گونه اي ابتدايي از دانش اخترشناسي ، نقشي کليدي ايفا نکرده باشد . هسته هاي اوليه دانش اخترشناسي بدين ترتيب در آميختگي محض با آيينهاي ابتدايي شکل گرفت و رشد پيدا کرد و آن گونه که خواهيم گفت در طول تاريخ رشد کرد و شاخ و برگرفت و به رشته بي نظيري تبديل شد که در آغازين سالهاي بيست و يکمين قرن ميلادي ، هنوز هم کارايي خود را به عنوان رشته اي فراتر از يک رشته علمي علوم پايه دارحفظ کرده است.
امروزه گروه کثيري از مردم جهان هنوز به آسمانها نگاه مي کنند ( همانگونه که اجداد آنها از چند صد هزار سال پيش تا کنون به آن مي نگرند) امااين روزها ديدگاه نوادگان با پدران متفاوت است و درک کاملتري از آنچه که ديده مي شود به دست آمده اما هنوز هم تماشاي آسمان آرامش بخش است.
در جهان مدرن که علوم جايگاه تخصصي ويژه اي پيدا کرده اند به جرات مي توان گفت تنها دانش اخترشناسي است که بخش عظيمي از افراد غير حرفه اي فرصت آن را مي يابندتا در آن به ايفاي نقشي مهم بپردازند. اخترشناسان حرفه اي که به واسطه تحصيلات آکادميک و به واسطه کسب درآمد از اين کار، به آسمانها توجه مي کنند عمدتا درگير فعاليتهاي نظري هستند که ارتباط مستقيم آنها را با آسمانها کاهش مي دهدو عجيب نيست که امروزه در سراسر جهان تعداد کمي اخترشناس حرفه اي وجود دارند که مساله اي مانند نامها و جايگاه صور فلکي را به خوبي مي شناسند ( در حاليکه کودکي علاقمند به راحتي با همه انها آشنا است).
در سوي ديگر اين گروه حرفه اي گروه بيشتري از مردم وجود دارند که تنها به خاطر علاقه و عشق به آسمانها مي نگرند و يا به فعاليت در زمينه هاي نجومي مي پردازند. اين افراد نه نجوم را راه در آمد خود مي دانند ( که در آمد کسب شده خود را در اين را ه صرف مي کنند) و نه الزاما تحصيلات آکادميک در اين رشته دارند . اين گروه از افراد را به نام اخترشناسان يا منجمان آماتور مي شناسند. آماتور ، نه به ان معني که اين افراد در کار خود ناوارد هستند، بلکه به اين منظور که بر اساس معني دانش حرفه اي ( که دو مولفه کسب درآمد و تحصيلات آکادميک ضروريات آن است) فعال حرفه اي به حساب نمي آيند.
شايد نجوم تنها رشته اي از علم باشد که در بحبوحه تخصص گرايي قرن 20 و 21 هنوز هم آماتورها در آن نقشي مهم و پيشرو ايفا مي کنند و مي توانند در پيشبرد اين دانش نقشي اساسي داشته باشند.
مجوعه مطالبي که در اين مقاله ارايه مي شود در باب نجوم آماتوري و با اهداف آشنايي علاقمندان آسمان با واقعيات و ماهيت رويدادهايي است که در آسمان شب ( و يا روز) شاهد آن هستيم . به همين دليل هدف اين مجموعه تربيت اخترشناسان حرفه اي نخواهد بود که جاي آن نيز در چنين گفتارهايي نيست بلکه مجموعه مطالبي ارايه مي شود تا ديدگاه علاقمندان به ماهيت امور را بهبود بخشد.

+ نوشته شده در 86/10/18ساعت 14:17 توسط محمدرضاضیاءمحمد ابراهیم پور |


MY NASA